X
تبلیغات
TWREC

آموزش کسب نمره از اساتید دانشگاه/ویژه دانشجویان

آموزش کسب نمره از اساتید دانشگاه/عکس

حکایت استاد و دانشجو از آن حکایت‌های پندآموزی است که عموماً از آن اطلاع داریم. در این بین از روش‌های مختلفی برای کسب نمره استفاده می‌شود که ناشیانه‌ترین راه، همان درس خواندن است که هم کودکانه بوده و هم وقت‌گیر است و مخصوص بچه‌های لوس!

دانشجو اگر دانشجو باشد، همه تلاش خود را می‌کند تا در روز امتحان، با استفاده از زور بازو (جهت در دست گرفتن خودکار) و توان ذهنی (جهت روانی طبع و نوشتن بعضی موارد خاص!) نمره خودش را از استاد بگیرد و بی‌خودی درس نخواند.

در این بین روش‌های مختلفی برای کسب نمره وجود دارد که چند نمونه آن در زیر نمایش داده می‌شود:

روش نخست:

آه و ناله و قسم دادن استاد

varagh[WwW.Kamyab.IR]

مهندس این چهارمین بارِ که استاتیک می‌گیرم …………..
در این روش که بیشتر مورد استفاده آقاپسرهای دانشجو کاربرد دارد، باید عین شیر! سرتان را بالا گرفته و عین مرد اقدام به التماس و خواه شو تمنا کنید تا مشکلت‌تان حل شود! البته بعضی اساتید چندان دل‌رحم نیستند و دلشان نمی‌سوزد. لذا احتمال موفقیت در این روش، کمتر از ۵۰ درصد است!

روش دوم:

پاچه‌خاری
varagh2[WwW.Kamyab.IR]

در این روش می‌توانید به معجزه محبت پی ببرید!

دانشجویان محترم دقت داشته باشند به یک نکته بسیار مهم. ممکن است یادمان برود که جواب فلان سوال چیست اما عمراً محبت کردن را فراموش کنیم! لذا کاری نداشته باشید که دیگران ممکن است شما را به‌‌عنوان چاپلوس و پاچه‌خار خطاب کنند! همه‌جا آدم حسود پیدا می‌شود زیاد به این حرف‌ها اعتنا نکنید اگر نمره می‌خواهید.

روش سوم:

از همه داشته‌هایتان استفاده کنید

در این روش به محض اطلاع از ندانستن جواب سوال، اول خونسردی خود را حفط کنید دوم نبازید خودتان را و سوم هر چی به ذهن‌تان آمد بنویسید و آخرش سه تا نقطه بگذارید و آخرش هم امیدوار باشید به اینکه استاد گول می‌خورد و نمره کامل سوال را به شما می‌دهد.

varagh3[WwW.Kamyab.IR]
روش چهارم:
مجموعه سه روش قبلی

varagh4[WwW.Kamyab.IR]
اجرای این روش نیازمند تبحر خاصی است که از دانشجویان قدیمی و آنها که ۱۰ سال وقت نیاز دارن جهت گرفت یک فوق‌دیپلم برمی‌آید.

در روش فوق هم باید محبت کنید (دقت کنید محبت نه پاچه‌خاری) هم از تمام داشته‌هایتان استفاده کنید. آه و ناله را هم به صورت مستتر و زیرپوستی انجام دهید تا اثرات منفی احتمالی آن بر روی استاد را خنثی کرده باشید.

+ نوشته شده توسط Ahmad Esamili در سه شنبه دهم بهمن 1391 و ساعت 1:0 بعد از ظهر |


12 دروغـی که نباید به خـودمان بگـوییم!

بدترین دروغ دروغی است که ناخودآگاهانه به خودمان می گوییم، در ذهنمان ریشه می دواند و تأثیرات بیرونی بد و تفکرات منفی بر جای می گذارد. پس دفعه بعدی که تصمیم گرفتید زندگیتان را خانه تکانی و دور و برتان را خلوت کنید از ذهن شروع کنید ، دروغ های قدیمی و حدیث نفس های منفی را که با خود می گفتید از فکرتان بیرون کنید.

دروغ گفتن اشتباه است اما دروغ گفتن به خود گناهی است نابخشودنی!

در ادامه به ۱۲ مورد از این دروغ های مخرب که هر چه زودتر باید ترک شود اشاره می کنیم:


web counter

۱) هنوز دلیلی برای شادی در زندگی ام ندارم.
در هر اشتباه یا درگیری ای پیامی نهفته است. بعضی از مردم پیام را در نمی یابند چون یا در حال پرخاشگری با خودشان هستند که چرا اشتباه کرده اند یا از آن مسئله و درگیری بیش از حد ناراحت شده اند. وقتی از نداشتن ها در زندگی عصبانی می شوی در واقع خود را از لذت آن چه داری محروم می کنی. شادترین مردم لزوماً خوشبخت ترین آن ها نیستند و از هرچیزی بهترینش را ندارند آن ها فقط از آن چه دارند نهایت استفاده را می برند. دلیل آن که بسیاری از مردم دست از تلاش و کوشش می کشند آن است که یا به آن چه از دست رفته خیره شده اند! یا به درازی راهی که در پیش دارند فکر می کنند درحالیکه می توانند به حال و مسافتی که پیموده اند بیاندیشند.

۲) رؤیاها غیر ممکن اند!
هرگز اجازه ندهید کسانی که خودشان دست از رؤیاهایشان کشیده اند شما را تحت تأثیر قراردهند. بهترین کاری که می توانی انجام دهی آن است که پیرو قلبت باشی! ریسک کن! به دنبال انتخاب های امن و راحت نباش، از آن چه ممکن است اتفاق بیافتد نهراس. هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. اگر به راهت ادامه دهی به آن چه می خواهی می رسی. بگذار رؤیاهایت بزرگتر از ترس هایت باشند و عملت از سخنت گویاتر. هرروز کاری انجام بده که بعدها به خاطرش از خودت ممنون باشی.

۳) افرادی هستند که مرا آزار می دهند.
زندگی کوتاه است. مراقب خودت باش. اگر کسانی هستند که دائماً آزارت می دهند باید آنقدر برای خودت ارزش قائل باشی که آن ها را ترک کنی. ممکن است در ابتدا ضربه بخوری ولی درست خواهد شد. گاهی دوری گزیدن نه تنها نشانه ضعف نیست بلکه نشانه ی نهایت قدرت است. دور نشده ای که دیگران ارزشت را بدانند، از آن ها دور شده ای چون سرانجام خودت ارزش خودت را دانسته ای.

۴) ناکامی هایم همه اتلاف وقت بوده اند.
افرادی هستند که در زندگی تو نگنجیده اند، اما هیچ کدام از آن ارتباطات اتلاف وقت نبوده. اگر آن چه می خواسته ای از آن ها به دست نیاورده ای در عوض آن چه نمی خواسته ای را به تو آموخته اند. دوستانمان را از دست نمی دهیم فقط کم کم یاد می گیریم که چه کسانی به دردمان می خورند. هرگز کسی را وادار نکن که جایی برایت در زندگی اش باز کند چون اگر ارزشت را بداند خودش مطمئناً این کار را خواهد کرد. به خاطر داشته باش وقتی شرایط خوب است دوستان تو را می شناسند و هنگامی که اوضاع ناجور می شود این تو هستی که دوستان واقعی ات را می شناسی.

۵) شرایط هرگز بهتر نمی شود.
هیچ انسانی در دنیا وجود ندارد که بدون هرگونه اشتباهی با همه مسائل زندگی روبرو شود. اصلاً شیوه ی آفرینش ما این گونه نیست. در عوض انسان برای عصبانیت، ناراحتی، آزار، خطا و زمین خوردن ساخته شده است. این ها همه بخشی از زندگی هستند، رویارویی با مشکلات، آموختن، دگرش و حل آن مشکلات. در گذر زمان این ها چیزهایی هستند که سرانجام آن چه باید باشیم را از ما می سازند.
وقتی خودت را در تنهایی محبوس می بینی و نمی توانی خودت را از ظلمت رها کنی به خاطر داشته باش که آن ظلمت همانند مکانی است که بال های کرم ابریشم در آن رشد می کند و پروانه می شود. امروز روز خوبی نیست این به این معنی نیست که فردا نمی تواند بهترین روز زندگیت باشد. فقط باید بخواهی تا به آن برسی.

۶) شکست بد است.
گاهی باید بارها شکست بخوری تا سرانجام پیروز شوی. مهم نیست چندبار اشتباه کرده ای یا چقدر آرام به جلو می روی تو از تمام کسانی که تلاش نمی کنند جلوتر هستی.
وقتی شکست می خوری آن چنان درگیر آن نشو که فرصت های بعدی را هم از دست بدهی. ایده هایی که به کار نمی آیند سنگریزه هایی هستند در مسیر ایده ای که به بار خواهد نشست. و به خاطر داشته باش شکست زمین خوردن نیست شکست یعنی زمین نشستن درحالیکه می توانی بلند شوی و ادامه دهی. همیشه سریع بلند شو و به راهت ادامه بده!

۷) اتفاقات خوب بدون هیچ تلاشی رخ خواهند داد!
همانی هستیم که انتخاب می کنیم باشیم! قرار نیست کسی ما را نجات دهد، خودت ناجی خودت باش. قرار نیست چیزی به ما بدهند، باید بیرون بروی و آن را بدست آوری. هیچ کس جز خودت نمی داند چه می خواهی و اگر به دستش نیاوری هیچ کس به اندازه ی خودت شرمگین نمی شود. کلید خوشبختی را در جیب دیگران نگذار و منتظر نباش دیگران زندگی رؤیائیت را بسازند. معمار و نگهبان شادکامیت باش. هرچه بیشتر در مقابل گذشته و حال مسئول باشی به همان اندازه قادر خواهی بود آینده ی دلخواهت را بسازی.

۸) گذشته ام ۱۰۰ درصد گواه بر آینده ام است.
همه ی ما در برهه هایی از زندگی اشتباهاتی کرده ایم. گاهی به دیگران اجازه می دهیم از ما سوء استفاده کنند یعنی پذیرفته ایم که بی ارزش باشیم، سنگفرش دیگران شده ایم از ما عبور کرده اند و به راحتی فراموش شده ایم. ولی نباید از هیچ لحظه ی آن پشیمان یا شرمگین باشیم، زیرا از هریک از انتخاب های غلطمان نکته ای آموخته ایم. یاد گرفته ایم که به چه کسانی اعتماد کنیم و از چه کسانی روی گردان باشیم، معنای دوستی را آموخته ایم بلدیم با دروغ گوها چگونه رفتار کنیم! و با دوستان مخلص چگونه کنار بیاییم. می دانیم چگونه خودمان باشیم میدانیم چگونه از افراد بزرگ و اتفاقات نیک در زندگیمان استقبال کنیم. اگرچه چیزهایی هستند که هرگز درنمی یابیم، اکنون برای دفعه بعد و آن چه در آینده رخ خواهد داد آماده تر هستیم.

۹) نیازی به ملاقات با افراد جدید نیست.
شاید این تفکر آزاردهنده باشد اما نمی توانیم تا ابد همه ی دوستانمان را حفظ کنیم. افراد و همچنین اولویت های ما دگرش می یابند. برخی ارتباطات رنگ می بازند و برخی جان می گیرند و رشد می کنند. به استقبال ارتباطات جدید برو و بگذار افراد قدیمی که دیگر به کارت نمی آیند دورتر و دورتر شوند. به قضاوت هایت اعتماد کن. با آغوش باز به آدم های جدید در زندگیت خوشامد بگو و بدان با این کار به قلمروهای جدید و ناشناخته پا می گذاری! بیاموز! برای مقابله با چالش های پیش رو آماده باش و آماده باش روزی کسی را ملاقات کنی که زندگی ات را برای همیشه تغییر خواهد داد.

۱۰) بدون رفتگانم نمی توانم به زندگی ادامه دهم.
اگر کسی وارد زندگیت شد و حضورش اثرات مثبتی داشت ولی به علتی در کنارت نماند بیش از حد عجز و لابه نکن! خوشحال و شکرگزار باش که برای مدتی مسیر زندگیتان در هم گره خورده است و از حضورش لذت برده ای حتی اگر این مدت کوتاه بوده است. زندگی یعنی دگرش. مردم می آیند و می روند برخی بازمی گردند و برخی نه! و باز هم همه چیز آرام و عادی است. چون یک نفر بازگشته است دلیلی ندارد که بقیه افرادی که در کنارت هستند را فراموش کنی و نبینی. قدر آن چه داری را بدان و به خاطراتت لبخند بزن.

۱۱) آماده نیستم! هنوز به اندازه ی کافی خوب نیستم.
وقتی فرصتی به انسان رو می کند بدان که هیچ کس ۱۰۰ درصد آماده ی بهره برداری از آن نیست. زیرا بیشتر فرصت ها در زندگی، ما را به رشد و نمو در فضاهایی غیر از راحتی و آرامش وامیدارند. و این یعنی در زمان رویارویی با آن فرصت آرامشی وجود ندارد. خودت را سرزنش نکن همه چیز در آینده درست خواهد شد. به استقبال این رشد و تعالی برو! اینکه در آینده بهتر می شوی به این معنی نیست که الان خوب نیستی این یعنی اینکه در آینده پیشرفت خواهی کرد، خودت را عاشقانه دوست خواهی داشت و به زندگی خواهی پرداخت. باید قلبت را مداوا کنی ذهنت را بازتر و بازتر کنی و آن چه داری با دیگران تقسیم کنی. تو آماده ای! فقط شروع کن!

۱۲) هنوز وقت هست.
در پایان از انجام آن چه انجام داده ای به اندازه ی آن چه انجام نداده ای اظهار ندامت نکن. به این خطوط اعتماد کن. به عقب برگرد و بگو “باور کردنی نیست! من انجامش دادم!” نه “ای کاش…” همیشه بگو” چه خوب…” نه ” اگر…”. چه بهتر که عمری داشته باشی سراسر خطا و از هر خطا تجربه و درسی گرفته باشی تا اینکه قلبی داشته باشی پر از ندامت و خالی از رؤیاهای زیبا!

+ نوشته شده توسط Ahmad Esamili در سه شنبه دهم بهمن 1391 و ساعت 12:58 بعد از ظهر |


12 دروغـی که نباید به خـودمان بگـوییم!

بدترین دروغ دروغی است که ناخودآگاهانه به خودمان می گوییم، در ذهنمان ریشه می دواند و تأثیرات بیرونی بد و تفکرات منفی بر جای می گذارد. پس دفعه بعدی که تصمیم گرفتید زندگیتان را خانه تکانی و دور و برتان را خلوت کنید از ذهن شروع کنید ، دروغ های قدیمی و حدیث نفس های منفی را که با خود می گفتید از فکرتان بیرون کنید.

دروغ گفتن اشتباه است اما دروغ گفتن به خود گناهی است نابخشودنی!

در ادامه به ۱۲ مورد از این دروغ های مخرب که هر چه زودتر باید ترک شود اشاره می کنیم:


web counter

۱) هنوز دلیلی برای شادی در زندگی ام ندارم.
در هر اشتباه یا درگیری ای پیامی نهفته است. بعضی از مردم پیام را در نمی یابند چون یا در حال پرخاشگری با خودشان هستند که چرا اشتباه کرده اند یا از آن مسئله و درگیری بیش از حد ناراحت شده اند. وقتی از نداشتن ها در زندگی عصبانی می شوی در واقع خود را از لذت آن چه داری محروم می کنی. شادترین مردم لزوماً خوشبخت ترین آن ها نیستند و از هرچیزی بهترینش را ندارند آن ها فقط از آن چه دارند نهایت استفاده را می برند. دلیل آن که بسیاری از مردم دست از تلاش و کوشش می کشند آن است که یا به آن چه از دست رفته خیره شده اند! یا به درازی راهی که در پیش دارند فکر می کنند درحالیکه می توانند به حال و مسافتی که پیموده اند بیاندیشند.

۲) رؤیاها غیر ممکن اند!
هرگز اجازه ندهید کسانی که خودشان دست از رؤیاهایشان کشیده اند شما را تحت تأثیر قراردهند. بهترین کاری که می توانی انجام دهی آن است که پیرو قلبت باشی! ریسک کن! به دنبال انتخاب های امن و راحت نباش، از آن چه ممکن است اتفاق بیافتد نهراس. هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. اگر به راهت ادامه دهی به آن چه می خواهی می رسی. بگذار رؤیاهایت بزرگتر از ترس هایت باشند و عملت از سخنت گویاتر. هرروز کاری انجام بده که بعدها به خاطرش از خودت ممنون باشی.

۳) افرادی هستند که مرا آزار می دهند.
زندگی کوتاه است. مراقب خودت باش. اگر کسانی هستند که دائماً آزارت می دهند باید آنقدر برای خودت ارزش قائل باشی که آن ها را ترک کنی. ممکن است در ابتدا ضربه بخوری ولی درست خواهد شد. گاهی دوری گزیدن نه تنها نشانه ضعف نیست بلکه نشانه ی نهایت قدرت است. دور نشده ای که دیگران ارزشت را بدانند، از آن ها دور شده ای چون سرانجام خودت ارزش خودت را دانسته ای.

۴) ناکامی هایم همه اتلاف وقت بوده اند.
افرادی هستند که در زندگی تو نگنجیده اند، اما هیچ کدام از آن ارتباطات اتلاف وقت نبوده. اگر آن چه می خواسته ای از آن ها به دست نیاورده ای در عوض آن چه نمی خواسته ای را به تو آموخته اند. دوستانمان را از دست نمی دهیم فقط کم کم یاد می گیریم که چه کسانی به دردمان می خورند. هرگز کسی را وادار نکن که جایی برایت در زندگی اش باز کند چون اگر ارزشت را بداند خودش مطمئناً این کار را خواهد کرد. به خاطر داشته باش وقتی شرایط خوب است دوستان تو را می شناسند و هنگامی که اوضاع ناجور می شود این تو هستی که دوستان واقعی ات را می شناسی.

۵) شرایط هرگز بهتر نمی شود.
هیچ انسانی در دنیا وجود ندارد که بدون هرگونه اشتباهی با همه مسائل زندگی روبرو شود. اصلاً شیوه ی آفرینش ما این گونه نیست. در عوض انسان برای عصبانیت، ناراحتی، آزار، خطا و زمین خوردن ساخته شده است. این ها همه بخشی از زندگی هستند، رویارویی با مشکلات، آموختن، دگرش و حل آن مشکلات. در گذر زمان این ها چیزهایی هستند که سرانجام آن چه باید باشیم را از ما می سازند.
وقتی خودت را در تنهایی محبوس می بینی و نمی توانی خودت را از ظلمت رها کنی به خاطر داشته باش که آن ظلمت همانند مکانی است که بال های کرم ابریشم در آن رشد می کند و پروانه می شود. امروز روز خوبی نیست این به این معنی نیست که فردا نمی تواند بهترین روز زندگیت باشد. فقط باید بخواهی تا به آن برسی.

۶) شکست بد است.
گاهی باید بارها شکست بخوری تا سرانجام پیروز شوی. مهم نیست چندبار اشتباه کرده ای یا چقدر آرام به جلو می روی تو از تمام کسانی که تلاش نمی کنند جلوتر هستی.
وقتی شکست می خوری آن چنان درگیر آن نشو که فرصت های بعدی را هم از دست بدهی. ایده هایی که به کار نمی آیند سنگریزه هایی هستند در مسیر ایده ای که به بار خواهد نشست. و به خاطر داشته باش شکست زمین خوردن نیست شکست یعنی زمین نشستن درحالیکه می توانی بلند شوی و ادامه دهی. همیشه سریع بلند شو و به راهت ادامه بده!

۷) اتفاقات خوب بدون هیچ تلاشی رخ خواهند داد!
همانی هستیم که انتخاب می کنیم باشیم! قرار نیست کسی ما را نجات دهد، خودت ناجی خودت باش. قرار نیست چیزی به ما بدهند، باید بیرون بروی و آن را بدست آوری. هیچ کس جز خودت نمی داند چه می خواهی و اگر به دستش نیاوری هیچ کس به اندازه ی خودت شرمگین نمی شود. کلید خوشبختی را در جیب دیگران نگذار و منتظر نباش دیگران زندگی رؤیائیت را بسازند. معمار و نگهبان شادکامیت باش. هرچه بیشتر در مقابل گذشته و حال مسئول باشی به همان اندازه قادر خواهی بود آینده ی دلخواهت را بسازی.

۸) گذشته ام ۱۰۰ درصد گواه بر آینده ام است.
همه ی ما در برهه هایی از زندگی اشتباهاتی کرده ایم. گاهی به دیگران اجازه می دهیم از ما سوء استفاده کنند یعنی پذیرفته ایم که بی ارزش باشیم، سنگفرش دیگران شده ایم از ما عبور کرده اند و به راحتی فراموش شده ایم. ولی نباید از هیچ لحظه ی آن پشیمان یا شرمگین باشیم، زیرا از هریک از انتخاب های غلطمان نکته ای آموخته ایم. یاد گرفته ایم که به چه کسانی اعتماد کنیم و از چه کسانی روی گردان باشیم، معنای دوستی را آموخته ایم بلدیم با دروغ گوها چگونه رفتار کنیم! و با دوستان مخلص چگونه کنار بیاییم. می دانیم چگونه خودمان باشیم میدانیم چگونه از افراد بزرگ و اتفاقات نیک در زندگیمان استقبال کنیم. اگرچه چیزهایی هستند که هرگز درنمی یابیم، اکنون برای دفعه بعد و آن چه در آینده رخ خواهد داد آماده تر هستیم.

۹) نیازی به ملاقات با افراد جدید نیست.
شاید این تفکر آزاردهنده باشد اما نمی توانیم تا ابد همه ی دوستانمان را حفظ کنیم. افراد و همچنین اولویت های ما دگرش می یابند. برخی ارتباطات رنگ می بازند و برخی جان می گیرند و رشد می کنند. به استقبال ارتباطات جدید برو و بگذار افراد قدیمی که دیگر به کارت نمی آیند دورتر و دورتر شوند. به قضاوت هایت اعتماد کن. با آغوش باز به آدم های جدید در زندگیت خوشامد بگو و بدان با این کار به قلمروهای جدید و ناشناخته پا می گذاری! بیاموز! برای مقابله با چالش های پیش رو آماده باش و آماده باش روزی کسی را ملاقات کنی که زندگی ات را برای همیشه تغییر خواهد داد.

۱۰) بدون رفتگانم نمی توانم به زندگی ادامه دهم.
اگر کسی وارد زندگیت شد و حضورش اثرات مثبتی داشت ولی به علتی در کنارت نماند بیش از حد عجز و لابه نکن! خوشحال و شکرگزار باش که برای مدتی مسیر زندگیتان در هم گره خورده است و از حضورش لذت برده ای حتی اگر این مدت کوتاه بوده است. زندگی یعنی دگرش. مردم می آیند و می روند برخی بازمی گردند و برخی نه! و باز هم همه چیز آرام و عادی است. چون یک نفر بازگشته است دلیلی ندارد که بقیه افرادی که در کنارت هستند را فراموش کنی و نبینی. قدر آن چه داری را بدان و به خاطراتت لبخند بزن.

۱۱) آماده نیستم! هنوز به اندازه ی کافی خوب نیستم.
وقتی فرصتی به انسان رو می کند بدان که هیچ کس ۱۰۰ درصد آماده ی بهره برداری از آن نیست. زیرا بیشتر فرصت ها در زندگی، ما را به رشد و نمو در فضاهایی غیر از راحتی و آرامش وامیدارند. و این یعنی در زمان رویارویی با آن فرصت آرامشی وجود ندارد. خودت را سرزنش نکن همه چیز در آینده درست خواهد شد. به استقبال این رشد و تعالی برو! اینکه در آینده بهتر می شوی به این معنی نیست که الان خوب نیستی این یعنی اینکه در آینده پیشرفت خواهی کرد، خودت را عاشقانه دوست خواهی داشت و به زندگی خواهی پرداخت. باید قلبت را مداوا کنی ذهنت را بازتر و بازتر کنی و آن چه داری با دیگران تقسیم کنی. تو آماده ای! فقط شروع کن!

۱۲) هنوز وقت هست.
در پایان از انجام آن چه انجام داده ای به اندازه ی آن چه انجام نداده ای اظهار ندامت نکن. به این خطوط اعتماد کن. به عقب برگرد و بگو “باور کردنی نیست! من انجامش دادم!” نه “ای کاش…” همیشه بگو” چه خوب…” نه ” اگر…”. چه بهتر که عمری داشته باشی سراسر خطا و از هر خطا تجربه و درسی گرفته باشی تا اینکه قلبی داشته باشی پر از ندامت و خالی از رؤیاهای زیبا!

+ نوشته شده توسط Ahmad Esamili در سه شنبه دهم بهمن 1391 و ساعت 12:58 بعد از ظهر |
پنج ذهن برای آینده
یکی از پژوهشگران دانشگاه هاروارد به نام پروفسور «هاوارد گاردنر» در کتاب خود به نام «پنج ذهن برای آینده» رشد جهان را مربوط به انواع روش های تفکری (پنج ذهن) مورد نیاز مردم در آینده می داند. در جهان پیچیدۀ اغلب انسان های امروزی، ما نیازمند شناسایی انواع طرز فکر هستیم که برای مقاصد نیک جوامع آینده به عنوان یک اصل کلی قابل گسترش باشد.
پنج ذهن برای آینده، اشاره به پنج ویژگی دارد که هر فرد برای توسعه و پیشرفت در آینده نیازمند آن است. در حالی که هیچکس توانایی توسعه این پنج ویژگی را در اندازه های مساوی در خود ندارد، ما باید هدف توسعه تمام جنبه های آنها را برای تعادل مورد نیاز ذهنمان در آینده بکار بریم.
هر یک از این انواع ذهن از نظر تاریخی دارای اهمیت هستند که در آینده حتی اهمیت بیشتری نیز می یابند. بوسیله این گونه روش های تفکری انسان آینده، مجهز به ابزار مقابله برای آنچه که انتظار دارد و یا آنچه که قابل پیش بینی نیست، می شود. بدون این طرز فکرها، زندگی در آینده قابل درک نخواهد بود.
این پنج ذهن عبارتند از؛ ذهن منظم، ذهن انطباق پذیر(هم نهاد)، ذهن خلاق، ذهن مودب (متواضع) و ذهن نیکخواه (اخلاقی).
گاردنر اهمیت این پنج ذهن را در دنیای امروز، و بیشتر در دنیای آینده ، دارای الویت می داند. این اذهان در هر دو طیف شهودی و مادی انسان، پس جامعه انسانی، دارای اهمیت کلی و قابلیت گسترش است. آموزش، کلید گسترش این پنج ذهن برای آینده است و در هنگامی که آموزش سنتی؛ سربار محموله تمرین ذهنی جوانان امروز است، والدین، همسالان و رسانه های گروهی نقش مهمی در تاثیر و گسترش روش های تفکری در آینده را دارند. علاوه بر این؛ توجه داشته باشیم که جهان هیچ نشانه ای از کاهش سرعت پیشرفت از خود بروز نمی دهد و هیچ شخص یا سازمانی نمی تواند بر افتخارات گذشته خود تکیه کند. آینده به آن کسانی تعلق دارد که متعهد به آموزش و یادگیری مداوم باشند. آقای گاردنر معتقد است که محیط های کاری آینده به دنبال افرادی است که دارای نظم، انطباق پذیری، خلاقیت، احترام و اخلاق باشند، بنابراین همه ما باید همواره در گسترش این پنج ذهن در خودمان کوشا باشیم.
در بیشتر مواقع، اَشکال سنتی آموزشی به صورت محافظه کارانه ای باقی می ماند که البته بطور الزامی هم بد نیست. گاردنر بر این باور است که زمان آن فرا رسیده که شیوه های جدید آموزشی انجام گیرد زیرا شیوه های فعلی کارآیی لازم را ندارند و ما به جوانان که ادیب، غوطه ور در هنر، نظریه پرداز علمی و مهاجری تحمل پذیر هستند و مهارت ارائه راه حل در مناقشات را دارند، به خوبی آموزش نمی دهیم. جوانان می دانند که جهان مدام در حال تغییر به سوی اهداف ویژه، ظرفیت ها و شیوه های دیگر است و سیستم آموزش امروزی به مقدار کافی، نه تنها مفید نیست؛ بلکه، نتیجه معکوس دارد. ما در زمان بسیار پیشرفته ای زندگی می کنیم و بسیاری از تغییرات مستلزم جهانی شدن قدرت علم و تکنولوژی است. این تغییرات خواهان اَشکال جدید آموزشی و فرآیندهای نو هستند.
آموزش بطور ذاتی، و به ناچار، یکی از موضوعات اصلی اهداف و ارزش های انسانی است. هیچکس نمی تواند تغییر و پیشرفتی برای یک سیستم آموزشی آغاز کند مگر اینکه در ذهن خود دانش و مهارت ویژه ای که از ارزش ها و چشم اندازهای امید انسان برای آشکاری آینده است را دارا باشد. اساتید و آموزگاران باید تصمیم بگیرند که چه صفاتی، قبل از توسعه سیستم آموزشی، برای پیشرفت جوانان می تواند نقش داشته باشد. در سالهای اخیر، شاهد گزندِ تسلط علم و تکنولوژی نسبت به اهمیت آموزش علوم اجتماعی و انسانی، هنر، علوم مدنی، اخلاق، بهداشت، ایمنی و آمادگی جسمانی بوده ایم. علم به خودی خود، حتی با توجه به ارزش مهارت های صنعتی، هرگز نمی تواند جایگزین یک سیستم آموزشی پیچیده گردد و علوم نباید تنها قسمت مهم موضوعات یاد داده شده به جوانان باشد.
جهانی شدن چهار ویژگی با گرایشی بی سابقه؛ 
- انتقال سرمایه و دیگر ابزارهای بازار با مقدار بسیار عظیم از گردش تقریبی روزانه، در چهار گوشه جهان.
- انتقال پراکنده بیش از صدها میلیون انسان از مرزها برای مهاجرت به نقاط دیگر. 
- انتقال اطلاعات از طریق فضای مجازی با مگابایت های زیاد و در درجه های مختلف از قابلیت اطمینان به هر کسی که به یک کامپیوتر دسترسی دارد.
- انتقال فرهنگ مورد علاقه مردم مانند؛ مد لباس، غذا و موسیقی که به سادگی از مرزها در سراسر جهان به طور فزاینده ای به روی جوانان تاثیر گذارده و اثرات بعدی آن؛ به عنوان سلیقه، باور و ارزش بر روی والدین و بزرگ ترها نیز گسترش یافته است.
آقای گاردنر معتقد است که سیستم آموزشی امروز هنوز هم برای آماده سازی جوانان برای زمان گذشته، و نه برای آینده مناسب است. آموزگاران فرض می کنند که اهداف و ارزش های آموزشی، بدون بیان احکام خود و به صراحت مشهود است. ما اذعان می کنیم که اهمیت دادن به دانش و تکنولوژی بدون تعلیم روش های تفکری، تنها به پیشرفت افراد با ظرفیت های نهادی و شهودی و خلاقیت های ضروری برای گسترش علمی و فنآوری مداوم این افراد خاص منجر می شود. علاوه براین؛ ما دانش را به عنوان پیش نمونه تمامی علوم، بجای روشی قدرتمند برای شناخت نیازهای مواضع هنری، انسانی و معنوی تکمیل تفکر می شناسیم. ما اذعان می کنیم که عوامل جهانی شدن موجب درک نکردن چگونگی آماده سازی جوانان به نحوی که نمی توانند در آینده بقاء و پیشرفت در یک جهان متفاوت را داشته باشند، است.
ما بوسیله چرخش نگاهمان به محیط کار؛ به نیاز آموزش مداوم، بمراتب آگاه تر شده ایم. با این حال بسیاری از گروه های آموزشی به روی مهارت و نوآوری، بیرون از مباحث اخلاقی، متمرکز شده اند. برخی دیگر از مراکز آموزشی از دیدگاه رهاسازی هنری استفاده می کنند. ما در هنگام برداشت از محیط کار، در مورد ویژگی های انسانی تفکر عمیق نمی کنیم.
پنج ذهن برای آینده از ویژگی های اصلی مورد نیاز ما به پرورش مدیران، رهبران و شهروندان از جمعیت آینده سیاره زمین است. افراد فاقد تخصص در یک یا چند رشته، محدود به انجام وظایف بسیار پایین در محیط کار خواهند بود. افراد فاقد قابلیت های انطباق پذیری، در اطلاعات غرق و توانایی تصمیم گیری های آگاهانه در مورد مسائل شخصی و حرفه ای را نخواهند داشت. افراد فاقد ظرفیت های خلاق، بوسیله کامپیوترها و افراد خلاق تر جایگزین خواهند شد. افراد فاقد احترام، شایسته ارزشمند بودن و محترم شمرده شدن در محیط کار و اجتماع را نخواهند داشت. افراد فاقد اخلاق، به جهان عاری از کارگران شایسته و شهروندان مسئول تعلق خواهند گرفت و 

+ نوشته شده توسط Ahmad Esamili در چهارشنبه چهارم بهمن 1391 و ساعت 0:31 قبل از ظهر |

درس‌های مدیریتی از مدیرعامل جدید اپل

 

منبع Inc.
«تیم کوک» بر خلاف استیو جابز، در دور نگه داشتن خود از دید رسانه‌ها، استعداد بالایی دارد. به همین دلیل، آخرین مصاحبه او با هفته نامه «بیزنس ویک» که پرونده اصلی این مجله را به خود اختصاص داد، نگاه چندانی به زندگی کوک به عنوان مدیرعامل اپل نداشت. 

دامنه گفت‌وگوها از طراحی محصول تا تولید بود؛ کوک اعلام کرد که اپل عملیات تولیدی خود را در آمریکا توسعه خواهد داد. در عین حال، این مصاحبه نکات ارزشمندی را به مدیران درباره نظارت بر هر نوع سازمانی ارائه می‌دهد. 
برخی نکات برجسته در مورد شیوه مدیریت کوک عبارتند از:
1) تنوع شیوه‌های رهبری اهمیت بالایی دارد 
تنوع تنها یک اصطلاح بین مدیران منابع انسانی نیست. درحقیقت وجود چندگانگی در سوابق کارکنان شما می‌تواند به افزایش درآمد واقعی شرکت کمک کند. ایده پشت سر این تفکر این است که افراد تجربیات متفاوتی را با خود به همراه می‌آورند و شرکت هایی که بتوانند بیشترین میزان تجربیات خلاقانه را تحت کنترل خود درآورند، در رویکرد کسب‌وکار خود بیشتر خلاق خواهند بود. کوک این حقیت را خیلی صریح تشحیص داده است و اساس فلسفه مدیریتی‌اش را بر ایجاد تنوع گذاشته است. 
او می‌گوید: «ما خواهان افکار متنوع و تنوع شیوه‌های کاری هستیم. ما می‌خواهیم افراد خودشان باشند. این موضوع ارزشمندی برای اپل است. شما مجبور نیستید کس دیگری باشید. مجبور نیستید هنگامی که به سر کار می‌آیید ماسک بزنید تا شخص متفاوتی بشوید. اما چیزی که همه ما را به هم پیوند زده، این است که ما با ارزش هایمان دور هم جمع شده‌ایم. ما می‌خواهیم کار درست را انجام دهیم. ما می‌خواهیم درستکار و صادق باشیم. هنگامی که اشتباه کنیم آن را می‌پذیریم و شجاعت تغییر را داریم.»

2) شفافیت کلید کار است 
کوک معتقد است که شفافیت‌گرایی کلید کار خواهد بود. با وجود انتقادات شدیدی که در مورد استانداردهای جهانی کارمندان اپل وجود دارد، کوک درها را به روی همه باز کرد و از همه دنیا دعوت کرد تا ببینند عملکرد واقعی اپل چگونه است. با این کار او نه تنها برای شرکت حسن شهرت ایجاد کرد، بلکه برای دیگر تولید کنندگان نیز استانداردهای صنعتی تعیین کرد. 
کوک می‌گوید: «شفافیت ما در مسوولیت پذیری به عنوان فروشنده، نمونه‌ای از تشخیص این نکته است که هر چقدر شفافیت ما بیشتر باشد، متفاوت‌تر خواهیم بود. ما می‌خواهیم همانقدر که در تولید محصولاتمان خلاق هستیم، به عنوان فروشنده نیز خلاق باشیم.»
3) ایمیل مشتریان را بخوانید
شما فکر می‌کنید مشتریانتان را می‌شناسید؛ اما آیا واقعا این طور است؟ حتی تیم کوک، مدیر عامل ارزشمندترین شرکت دنیا، زمان هایی را به گردش در فروشگاه‌های شرکت و خواندن ایمیل‌های مشتریان اختصاص می‌دهد. 
او می‌گوید: «من شخصا به فروشگاه‌هایمان سرکشی می‌کنم. شما می‌توانید چیزهای شگفت‌انگیزی در فروشگاه‌ها بیاموزید. من حجم زیادی ایمیل و امثال آن را دریافت می‌کنم، ولی هنگامی که در فروشگاه به صورت رو در رو با مشتریان هم‌صحبت می‌شوید، جنبه‌ای متفاوت را تجربه می‌کنید. شما از محیط انرژی می‌گیرید، خیلی مهم است که اجازه ندهید به جزیره‌ای منزوی تبدیل شوید. من به عنوان مدیرعامل فکر می‌کنم که شاید مهم‌ترین چیز همین باشد. 
4) می توانید تنها چند کار خارق‌العاده انجام دهید
با توجه به بزرگی شرکت اپل، شاید عجیب باشد که می‌بینیم این شرکت با این عظمت، چگونه تنها چند محصول را تولید کرده است. 
کوک می‌گوید: «در حقیقت محصولات اصلی ما شامل چهار iPod، دو iPhone، دو iPad و چند کامپیوتر مکینتاش می‌شود.»
نکته مهم این است: روی بهترین عملکرد خود تمرکز کنید و بیشترین تلاشتان را برای آن به‌کار بگیرید. به گفته کوک، «ما در مورد کارهایمان مثل دیوانه‌ها با هم بحث و جدل می‌کنیم؛ زیرا ما فقط قادریم چند کار خارق‌العاده انجام دهیم. سپس در زمان مناسب، کارمان را متوقف می‌کنیم و چیزهای جدیدی کشف خواهیم کرد که مردم خودشان هم نمی‌دانند آنها را می‌خواستند.»
5) اشتباهتان را بپذیرید
در نهایت کوک به کارآفرینان و مدیران عامل توصیه‌ای می‌کند که می‌تواند برای همه مفید باشد. «افراد زیادی، به خصوص مدیران عامل و مدیران ارشد اجرایی، بیش از حد ایده‌های قدیمی‌شان را ادامه می‌دهند و بنابراین اشتباهاتشان را نمی‌پذیرند یا جرات ندارند به اشتباهات اعتراف کنند. شاید ارزشمندترین موضوع درباره استیوجابز این بود که او جرات زیادی برای تغییر افکارش داشت. 

+ نوشته شده توسط Ahmad Esamili در چهارشنبه چهارم بهمن 1391 و ساعت 0:30 قبل از ظهر |

ببین چقدر پشیمونه


به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

 
.
.
.
.
.
خدایش قیافه رو نگاه کن

+ نوشته شده توسط Ahmad Esamili در شنبه سی ام دی 1391 و ساعت 10:37 بعد از ظهر |
TWREC

TWREC
کسب کار الکترونیک برق الکترونیک ترانسفرمر اتوماسیون مکانیک جوش  
قالب وبلاگ
نويسندگان
<-PostContent->
ادامه مطلب
[ <-PostDate-> ] [ <-PostTime-> ] [ <-PostAuthor-> ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب
TWREC
<-PostContent->

ادامه مطلب
تاريخ : <-PostDate-> | <-PostTime-> | نویسنده : <-PostAuthor-> |
TWREC

TWREC
 
کسب کار الکترونیک برق الکترونیک ترانسفرمر اتوماسیون مکانیک جوش
<-PostContent->

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ <-PostDate-> توسط <-PostAuthor->
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
  • کد نمایش افراد آنلاین