يك پسر براي پيدا كردن كار از خانه به راه افتاده و به يكي از اين فروشگاهاي بزرگ كه همه چيز مي فروشند در ايالت كاليفرنيا رفت. مدير فروشگاه به او گفت: «يك روز فرصت داري تا به طور آزمايشي كار كرده و در پايان روز با توجه به نتيجه كار در مورد استخدام تو تصميم مي‌گيريم.» در پايان اولين روز كاري، مدير به سراغ پسر رفت و از او پرسيد كه چند مشتري داشته است؟ پسر پاسخ داد: «يك مشتري.» مدير با تعجب گفت: «تنها يك مشتري؟ بي‌تجربه‌ترين متقاضيان در اينجا حداقل 10 تا 20 فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است؟» پسر گفت: «134،999/50 دلار.» مدير فرياد كشيد: «134،999/50 دلار؟ مگه چي فروختي؟» پسر گفت: «اول يك قلاب ماهيگيري كوچك فروختم، بعد يك قلاب ماهيگيري بزرگ، بعد يك چوب ماهيگيري گرافيت به همراه يك چرخ ماهيگيري 4 بلبرينگه. بعد پرسيدم كجا ميريد ماهيگيري؟ گفت: خليج پشتي، من هم گفتم پس به قايق هم احتياج داريد و يك قايق توربوي دو موتوره به او فروختم. بعد پرسيدم ماشين‌تان چيست و آيا مي‌تواند اين قايق را بكشد؟ كه گفت هوندا سيويك، من هم يك بليزر دبليو دي4 به او پيشنهاد دادم كه او هم خريد.» مدير با تعجب پرسيد: او آمده بود كه يك قلاب ماهيگيري بخرد و تو به او قايق و بليزر فروختي؟» پسر به آرامي گفت: نه، او آمده بود يك بسته قرص سردرد بخرد كه من گفتم بيا براي آخر هفته‌ات يك برنامه ماهيگيري ترتيب بدهيم، شايد سردردت بهتر شد!»
+ نوشته شده توسط Ahmad Esamili در دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت ۱۶:۳۱ بعد از ظهر |
آیا شما عضو گروه 99 هستید؟ پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می‌کرد باز هم از زندگی خود راضی نبود و علت را نمی دانست. روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می‌زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می‌کرد، صدای ترانه‌ای را شنید. به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می‌شد. پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید: «چرا اینقدر شاد هستی؟» آشپز جواب داد: «قربان، من فقط یک آشپز هستم، اما تلاش می‌کنم تا همسر و بچه‌ام را شاد کنم. ما خانه‌اي حصیری تهیه کرده‌ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم. بدین سبب من راضی و خوشحال هستم.» پس از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست‌وزیر در این مورد صحبت کرد. نخست وزیر به پادشاه گفت : «قربان، این آشپز هنوز عضو گروه 99 نیست!» پادشاه با تعجب پرسید: «گروه 99 چیست؟» نخست‌وزیر جواب داد: «اگر می‌خواهید بدانید که گروه 99 چیست، باید اين کار را انجام دهید: یک کیسه با 99 سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذارید. به زودی خواهید فهمید که گروه 99 چیست!» پادشاه بر اساس حرف‌های نخست‌وزیر فرمان داد یک کیسه با 99 سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند. آشپز پس از انجام کارها به خانه بازگشت و در مقابل در، کیسه را دید. با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد. با دیدن سکه‌های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت. آشپز سکه‌های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد. 99 سکه؟ آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است. بارها طلاها را شمرد ولی واقعاً 99 سکه بود! او تعجب کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100 سکه نیست! فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست و شروع به جستجوی سکه صدم کرد. خانه و اطراف آن را زیر و رو کرد اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد! آشپز بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر بدست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند. تا دیروقت کار کرد. به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا وی را بیدار نکرده اند! آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی‌خواند. او فقط تا حد توان کار می‌کرد! پادشاه نمی‌دانست که چرا این کیسه چنین بلایی بر سر آشپز آورده است و علت را از نخست وزیر پرسید. نخست وزیر جواب داد: «قربان، حالا این آشپز رسماً به عضویت گروه 99 درآمد! اعضای گروه 99 چنین افرادی هستند: آنان زیاد دارند اما راضی نیستند. تا آخرین حد توان کار می‌کنند تا بیشتر بدست آورند. آنان می‌خواهند هر چه زودتر یکصد سکه را از آن خود کنند! این علت اصلی نگرانی‌ها و آلام آنان است. آنها به همین دلیل شادی و رضایت را از دست می‌دهند.» 
+ نوشته شده توسط Ahmad Esamili در دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت ۱۶:۲۹ بعد از ظهر |
دست گرفتار در گلدان روزی دست پسر بچه‌ای در گلدان کوچکی گیر کرد و هر کاری کرد، نتوانست دستش را از گلدان خارج کند. به ناچار پدرش را به کمک طلبید. اما پدرش هم هر چه تلاش کرد نتوانستند دست پسر را از گلدان خارج کنند. گلدان گرانقیمت بود، اما پدر تصمیم گرفته بود که آن را بشکند. قبل از این کار به عنوان آخرین تلاش به پسرش گفت: «دستت را باز کن، انگشت‌هایت را به هم بچسبان و آنها را مثل دست من جمع کن. آن وقت فکر می‌کنم دستت بیرون می‌آید.» پسر گفت: «می‌دانم اما نمی‌توانم این کار را بکنم.» پدر که از این جواب پسرش شگفت‌زده شده بود پرسید: «چرا نمی‌توانی؟» پسر گفت: «اگر این کار را بکنم سکه‌ای که در مشتم است، بیرون می‌افتد.» شاید شما هم به ساده‌لوحی این پسر بخندید، اما واقعیت این است که اگر دقت کنیم می‌بینیم همه ما در زندگی به بعضی چیزهای کم‌ارزش، چنان می‌چسبیم که ارزش دارایی‌های پرارزشمان را فراموش می‌کنیم و در نتیجه آنها را از دست می‌دهیم. 
+ نوشته شده توسط Ahmad Esamili در دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت ۱۶:۲۷ بعد از ظهر |
در كوچه‌اي چهار خياط مغازه داشتند. هميشه با هم بحث مي‌كردند. يك روز، اولين خياط يك تابلو بالاي مغازه‌اش نصب كرد. روي تابلو نوشته شده بود: «بهترين خياط شهر» دومين خياط روي تابلوي بالاي سردر مغازه‌اش نوشت: «بهترين خياط كشور» سومين خياط نوشت: «بهترين خياط دنيا» چهارمين خياط وقتي با اين واقعه مواجه شد روي يك برگه كوچك با يك خط كوچك نوشت: «بهترين خياط اين كوچه» مطالب مرتبط نظرات مرتبط (117) 1. يعني اگر در سازمان خود عالي شويد بي شك عالي ترين خواهيد بود 2. يعني اينكه مي بايستي با واقعيتها زندگي كرد و محيط اطراف خود را براي رسيدن به اهداف خود ناچيز نگرفت 3. به نظر من خياط چهارم براي اينكه بتونه نوشته هاي ساير خياط ها رو با عبارتي مثبت به چالش بكشه اين عبارت رو نوشته. چرا كه با به كار بردن لغت اين كوچه نشون داده كه عبارات سايرين كاملا دروغه و مبالغه س و در عين حال در ذهن خواننده اينطور متبادر ميشه كه اين خياط بهتر از بقيه س. 4. انسان بايد بزرگ فكشر كند 5. با اين نوشته انگيزه مشتريان براي دادن كار به اين خباط بيشتر ميشود جرا كه خود را مبالغه آميز معرفي نكرده واعتماد مشتري رابيشتر ميكند 6. در اين كوچه سه خياط بودند كه ادعاي بهترين خياط شهر و كشور و دنيا را داشتند و چهارمي گفت در اين كوچه من بهترين خياط هستم يعني تمام خصوصيات آن سه خياط را در سطح بالاتري دارم. 7. خواسته بگه افراد اون كوچه براش مهم تر از هر جاي ديگه هستند و خدماتشو ويژه اونا ارائه ميده 8. در حاليكه همه ي خياط ها دريك كوچه قرار دارند، اين جمله در قالب متواضعانه اي، ادعاي برتري خياط چهارم رو در برابر ديگر خياط ها داره، حالا اونا هر چي ميخوان بنويسن. 9. وقتي سه تا خياط بزرگ توي يه كوچه هستند و شما كه در كنار اونها هستيد ميگيد كه من بهترين خياط اين كوچه ام، يعني به طور خودكار از بقيه بهتريد. يعني بهترين خياط شهر، كشور و دنيا شماييد... 10. موقعيت سنجي بسيار عالي كه هر مديري ميتونه از اين نكته استفاده كنه 11. خياط چهارم بهترين خياط است چون منصفانه وصادقانه حرف زده 12. مردم حرف دروغ واغرار آميز رادوست نخواهند داشت. 13. مسلما "بهترين خياط دنيا" بهترين عنوانه. چون "بهترين خياط كوچه" يعني از من بهتر در اين شهر، "بهترين خياط شهر" يعني از من بهتر در اين كشور و "بهترين خياط كشور" يعني از من بهتر در دنيا وجــــــــــود دارد! 14. شعار كافي نيست مردم بهترين خياط را بزودي پيدا مي كنند 15. خياط چهارم چند تا تكنيك مديريتي رو لحاظ كرده .1.به محيط بيرون بازار و رقبا توجه كرده و استراتژي خودش رو با توجه به اونها تنظيم كرده .2.به بازار هدفش و مخاطبان بالقوه كه مردم كوچه بوده ان نگاه داشته .3. سادگي و سليسي بيان تبليغي رو در نظر گرفته 16. اسمش مهم نيست مهم كيفيت كارشون هست. چهارتا خياط توي يه كوچه چي مي خوان آخه..... 17. مغازه دار چهارم باتوجه به اينكه سه مغازه ديگربا تابلو بزرگ قصد جلب توجه را دارند از شيوه ضد تبليغ استفاده نموده و با برگه كوچك ديد مشتري را در ميان بزرگان به خود جلب كرده و مشتري براي امتحان و احساس تفاوت به او مراجع ميكنند 18. اثبات بهترين بودن در شهر يا كشور يا دنيا بسيار مشكل و غلو آميز است از اين جهت از نگاه مشتريان آن نقطه از شهر ، خياطي كه در ابتداي كار به دروغ تبليغ مي كند امكان اينكه لباس سفارشي را در موعد مقرر آماده نكند نيز وجود دارد چراكه پيامد دروغ خلف وعده است. پس اگر شما نيز به جاي مشتريان آن منطقه باشيد سفارش خود را به خياط ديگر ميدهيد. 19. مهم اين نيست كه دنيايي كه توش كار ميكني چقدر بزرگ باسد مهم اين است كه در آن به موفقيت برسي 20. در تبليغات ابتكار و نوانديشي حرف اول را ميزند، نه حرفاي بزرگ و اغراق اميز... 21. خياط چهارم در واقع به موقعيت جغرافياي محيط كارش شنآخت كا مل داشته وبراساس نياز مشتريان تبليغ نموده واين تبليع چون با واقعيت خيلي نزديك است ميتواند مشتري بيشتري جذب كند 22. چون هر چهار خياط در آن كوچه بودند بهترين خياط آن كوچه درواقع بهتر از بقيه و بعبارت ديگر بهترين خياط دنيا خواهد بود. 23. در ايجاد مزيت رقابتي، بهتر است به قابليت ها و نقاط قوت خود توجه كنيم نه اينكه ظاهر عملكرد ديگران را دنبال كنيم و براساس آن پيش رويم و از آنها تقليد كنيم! 24. تو كوچه اي كه بهترين خياط شهر و كشور و دنيا باشند و شما بهترين خياط كوچه خب معلومه كه بهترين خياط كوچه بخوبي از تبليغات ديگران به نفع خودش استفاده كرده يعني تو كوچه ي بهترين هاي شهر و كشور و دنيا بهترينه 25. اگه نتوني در محيطي كه اين همه بهش آشنايي داري يا طبق حكايت در كوچه خودت نتوني بهترين باشي هيچ گاه نمي توني در شهر ، شهرستان، كشور و .... بهترين باشي. 26. به نظر من عبارت بهترين خياط كوچه مناسب تره چون همه بيزينس هاي بزرگ ار كسب و كارهاي كوچك شروع ميشود . و بايد واقع بين بود افرادي كه توي اون كوچه هستن بيشترين سفارش و بازار رو در دست دارن پس به عبارتي كه به اون نزديكترن واكنش نشون ميدن و بهترين خياط كوچه ميتواند با برپامه ريزي و پشتكار بهترين خياط دنيا هم شود. اما مردم تشخيص ميدهند كه حرف بقيه غير منطقي و فقط شعار است و به انها اعتماد نميكنند 27. به نظر مي رسد مردم بيشتر به معيارهاي خياطي كه در اهالي محله خود مورد توجه قرار مي گيرد اهميت بيشتري نسبت به اين معيارها در ساير كشورها و حتي شهرهاي ديگر مي دهند. بعنوان نمونه معيارهايي كه در دوخت البسه سنتي مردم بلوچ رعايت مي شود ممكن است براي اقوام لر جالب باشد اما مطمئنا بدليل نوع سليقه از اهميت لازم برخوردار نيست. و يا سبك دوخت پوشاك غربي ها براي جوامع اسلامي مورد توجه نيست هر چند از بهترين نوع كيفيت دوخت برخوردار باشد. لذا به نظر من بهترين گزينه تبليغاتي همان مورد چهارم است 28. منظور خياط چهارم همان بيت معروف است : مشك آن است كه خود ببويد نه آن كه عطار بگويد چراكه ميدانست شناخت ميداني از وضعيت خودش و دغدغه هاي محيط فعلي اش اثر بخشي والاتري بر پيشرفت وي خواهد گذاشت 29. به نظر اينجانب خياط هاي اول تا سوم با مبالغه كاري سعي در بزرگ نماي كار خود داشتن بدون اينكه واقعا به نوشته هاي خود ايمان داشته باشند ولي خياط چهارم با يك جمله كوچك بر روي يك برگه كوچك سعي در جذب افراد در جهت نوشته خود بود و با يك جمله خود را بهتر از خياط هاي دنيا و شهر و كشور دانسته و يك حس تعلق به هم كوچه هاي خود را ايجاد كرده بود و به نظر مردم بابت صداقت اين فرد به او بيشتر مراجعه و اطمينان پيدا مي كردند . با تشكر 30. مشتري ها ي يك خياط اغلب افراد يك كوچه يا محله هستند.با فرض اينكه سه خياط ديگر حقيقت را نوشته باشند,اغلب كمتر كسي يك كشور يا دنيا را طي ميكند كه لباسي را خياطي كند.پس خياط چهارم توتنسته بهترين سياست جذب مشتري را در پيش بگيرد 31. فرد گرايي و فرد محوري بنظرم اين حكايت تاكيد بر فرد محوري و فرد گرايي داره در حاليكه اين چهاذ نفر ميتونستن تيم بشن و يه توليدي درست و درمون بزنن 32. جهاني فكر كنيد ،منطقه اي عمل كنيد 33. احتمالا اول اون نوشته بوده كوچه بعدا دومي نوشته شعر سومي كشور و چهارمي دنيا 34. سلام من موضوع بالا را با يك داستان اخلاقي تحليل ميكنم البته با احازه همه اساتيد و عزيزانم وقتي بچه بودم ميگفتم اگه بزرگ بشم دنيارا ميسازم كمي بزرگتر و عاقلتر كه شدم ديدم دنيارا ساختن سخته گفتم اگه بزرگ شدم كشورم را ميسازم كمي بزرگتر كه شدم ديدم نه اونم سخته گفتم اگه بزرگ شدم شهرم را ميسازم ووقتي كمي بزرگتر شدم گفتم محله مون را ميسازم كمي بزرگتر شدم اينبار گفتم كوچه مون را ميسازم وقتي كه ديگه پا به سن گذاشتم و پير شدم گفتم اي واي كاش از همون اول خودم را ميساختم ..... حالا با اين داستان نتيجه مي گيرم كه اول بايد بهترين خياط محله خودمان باشيم تا بتوپنيم به شهرت بهترين خياط دنيا برسيم ياعلي بهرامي 35. با توجه به اينكه محل كسب هر چهار خياط در يك كوچه بود،خياط چهارم نگاهي اقتضايي و واقع بينانه دارد يعني بهترين بودن در دنيا،كشور،و يا شهر براي مردم آن محل (بازار خياط ها)مهم نيست بلكه مهم اينه كه كدوم بهترين خياط محل و كوچه است.مثل عبارت نقد رو بچسب نسيه رو رها كنه.هميشه بايد دركسب و كار مرد عمل بود نه شاعر و خيال پرداز!!! 36. مهم اينكه كه شعارش از همه بيشتر به واقعيت مي تونه نزديك باشه و در ذهن مخاطب يا مشتري عملي تر به نظر ميرسه و اين ميشه يه تبليغ اثر گذار 37. سلام اگر كارش كيفيت نداشته باشه وزيبايي نداشته باشه امپراتور هم ن اسم مغازه اش روبذاره كسي مشتري اون مغازه نخواهدشدواما كيفيت واخلاق رو باهم داشته باشه مردم بعد مراجعه اول دوباره مراجعه خواهند كرد 38. دران محيط يعني كوچه خياط اخري برحسب موقعيت وفرهنگ منطقه اي عمل كرده 39. 1 - نبليغ هوشمندانه 2 - درك نياز مشتري 3 - صداقت با مشتري 40. جهاني بينديش و منطقه اي عمل كن . تكنيك هاي بازار يابي جديد خياط چهارم را نمي پسندند و از نقطه نظر جلب توجه خياط سوم بهتر از بقيه فعاليت بازاريابي را انجام داده چرا هرچند براي چند ثانيه مشتري را به لبخند وا مي دارد .؟!فرصت ها را بايد بررسي و بر اساسموقعيت ها تصميم گرفت فرهنگ مناطق باهم متفاوت است. بستگي دارد در يك منطقه با فرهنگ و تحصيل كرده شايد افراد زيادي به تبليغات توجه نمايند ولي در يك منطقه با بودجه ريزي مناسب تصميم گيري نمايند ؟ اين فروشندگان ابتدا بايد بازاريابي را انجام داده و بازار محله و كوچه و... را بررسي و براساس موقعيت و منابع تصميم گيري نمايند . 41. براي تغيير دادن و اثبات خوب بودن به ديگران بايد از خود،شهرو...شروع كرد بنظرم در جايي كه همه بلند پروازانه يا با توجه به چشم وهم چشمي كار مي كنند فقط وفقط در جا مي زنند حتي اگر سرعت آنها خرگوشي باشد وسرعت نفرهاي چهارم لاكپشتي آخر كار از آن لاكپشت هست! 42. آدم زيركي بوده با اين جمله سه خياط داخل كوچه رو زير سوال برد. كه من بهترم چون هر چهارتا تو يه كوچه بودن، اونم برتري خودشو اعلام كرد... 43. مي توان با كلمات به ظاهر كوچك ،معاني خيلي بزرگ را به مخاطب القا كرد. 44. به نظر من ايشان با زيركي وهشياري هم رقبا را بي اعتبار كرده وهم خود را با تواضع بالاتر از ديگران جلوه داده اين مصداق تبليغات هوشمند است كه مخاطب را جلب مي كند و با تشخيص صحيح از شرايط وموقعيت مكاني دل و عقل مشتريان را هدف مي گيرد 45. Think globally Act locally جهاني بينديشيد منطقه ايي عمل كنيد... 46. بهترين در دنياي خود باشيد 47. كلن ٤ تا خياط تو يك كوچه ايده خوبي نيست! 48. يعني وقتي تو كوچه اي باشي كه بهترين خياط شهر و كشور دنيا باشه و تو ازهمه اينا بهتر باشي ينعي خلاصه كارت خيلي درسته از طرف ديگه با خط كوچيك نوشتن يه جور جلب توجه معكوس من خودم هميشه چيزاي متفاوت و دوست دارم حس ميكنم كارش خيلي درست بوده 49. خياط چهارم زيركي را با تواضع و همچنين راستگويي در هم آميخت: 1- وقتي شما بگوييد كه بهترين خياط اين كوچه هستيد درنتيجه خواه ناخواه از 3 خياط ديگر هم كه درآن كوچه و با آن عناوبن دهن پركن هستند، يعتي بهتريد. 2- آنچه واقعاً بود را اعلام كرد (راستگويي و صداقت با مشتري). 3- حد خود را مي شناخت و در حد خود و توانمنديهايش ادعا كرد و چيزي كه گزاف نگفت و حتي شايد كمتر از واقع هم نموده باشد(فروتني). پوريا برزعلي www.ZARRAD.blogfa.com 50. سيستمي به پيرامون خود بيانديشيم. 51. آشنايي خياط چهارم با سلايق ساكنين كوچه مي تواند از او بهترين خياط بسازد.و دستيابي به آرزوهاي شعارگونه سخت تر مي باشد.لذا بايد از محيط خود شروع كند 52. براي موفقيت بايد از اطراف خودمان شروع كنيم و واقع بين باشيم تا به مدارج بالا برسيم 53. 1) خياط چهارم با توجه به فضايي كه در آن مشغول است، بهترين است. درواقع مشتريان هر چهار خياط از شهر، كشور و يا دنيا به آنها مراجعه نمي كنند بلكه از همان كوچه مراجعه مي كنند. 2) انتظار مي رود بهترين خياط شهر، كشور و يا دنيا، مشتريان زيادي در جلوي مغازه ها صف بسته باشند درحالي كه چنين نبود و اين اعتماد مردم كوچه را كم مي كند. 54. ادعاي خياط چهارم از اهالي كوچه قابل تحقيق است اما ادعاي 3 خياط ديگر نه. در نتيجه من خودم اگر باشم در مورد خياط چهارم تحقيق مي كنم و چنانچه مناسب باشد مشتري او مي شوم. 55. صداقت بهترين سياسته 56. مشك آن است كه خود ببويد نه آن كه عطار بگويد 57. بازي برد با خياط چهارمي(خياط كوچه)است استراتزي هدف او برترين است چون اهالي كوچه با كار خواهند كرد پس موفقيت او نسبت به بقيه زياد خواهد بود. 58. جهاني بينديش و منطقه اي عمل كن . تكنيك هاي بازار يابي جديد خياط چهارم را نمي پسندند و از نقطه نظر جلب توجه خياط سوم بهتر از بقيه فعاليت بازاريابي را انجام داده چرا هرچند براي چند ثانيه مشتري را به لبخند وا مي دارد .؟!فرصت ها را بايد بررسي و بر اساسموقعيت ها تصميم گرفت فرهنگ مناطق باهم متفاوت است. بستگي دارد در يك منطقه با فرهنگ و تحصيل كرده شايد افراد زيادي به تبليغات توجه نمايند ولي در يك منطقه با بودجه ريزي مناسب تصميم گيري نمايند ؟ اين فروشندگان ابتدا بايد بازاريابي را انجام داده و بازار محله و كوچه و... را بررسي و براساس موقعيت و منابع تصميم گيري نمايند . 59. اصولا صفت برتر و تفضيل مربوط به جهان سومي هاست در دنياي كسب و كار رقابت بر سر جلب رضايت مشتري است و اينگونه صفات كاربردي ندارند اين 4 خياط بجاي فخر فروختن بيكديگر راهكار ارائه خدمات بهتر و امتيازات بيشتر به مشتري را مي انديشيدند قطعا موفق ميشدند.مشتري بدنبال خدمات با كيفيت و بهتر است . 60. تواضع و واقع گرايي دو خصلت از مديران است 61. براي بهترين شدن در جهان اول بايد در محل و كوچه خود يك شد . چنگيزخان سخني با مفهوم زير دارد براي فرمانروا شدن براي دنيا بايد ده نفر اول خانواده ات تو را قبول كنند تا جهان تو را قبول كند 62. بابزرگ كردن دنياي خود آدم بزرگي نخواهيم شد بزرگ بودن در دل همانهايي كه با آنها سرو كار داري(هم محله ايها) روزي تو رو شخصيت بزرگي خواهد كرد 63. براي معروف شدن و بهتر شدن ابتدا بايد در سطح پايين و جز كار خوب را ارايه بدهي و پله پله رشد و جهاني شوني و خياط آخري بسيار هوش هيجاني بالايي داشته است و در كسب مشتري موفق تر خواهد بود 64. مهم نيست كه اولين نفر در نو آوري باشيد اما مهم است كه استراتژي درستي را اتخاذ كنيد تا از رقبا عقب نمانيم 65. اصل اينه كه تو اون منطقه شما كاسب اولش باشي شما كه بيشترين اعتبار رو داشته باشي اگه تابلو هم نداشته باشي مشتري تو مغازه ات ريخته اس . دقيقا اين حكايت تو شهر ماست . ما سه تا كارگاه ورق داريم من تو خيابون اصلي اونم تو جاده اصلي بقل آهن فروشام يكي ديگه از هم كار توي نقطه ديگه اي از شهر ولي تو خيابون اصلي هست و همكار ديگه مون يه نقطه كور اونم داخل كوچه هست دقيقا همين آقايي كه داخل كوچه هست فروشش از همه بيشتر و من نفر آخرم در صورتي كه فروش من بايد از همه بيشتر باشه ولي من كمترين فروش رو دارم . اخلاقمم از همه اونا بهتره اما نميدونم چرا اينجوريه؟ 66. به نظر من چون خياط چهارم حرفش به واقعيت براي مشتري نزديك تر بود موفق تر است.آن سه خياط ديگر چطور ميخواهند حرفشان را اثبات كنند؟ولي مورد چهارم براحتي قابل اثبات است و بدين ترتيب اعتماد مشتري را جلب خواهد كرد. 67. خودت را امتحان كن 68. خياط چهارم با چند كلمه خود را به بهترين نحوي معرفي نموده است كه از همه بهتر است. 69. دنيا در عين حال كه خيلي بزرگه ، خيلي هم كوچيكه ! اين نتيجه اعمال ماست كه نشان ميدهد چقدر دنيا را بزرگ يا كوچك در نظر گرفته ايم بنظر من اگر خياط پنجمي هم باشد ، فقط بايد بنويسد " بهترين خياط " ! 70. بسياري از افراد هستند كه در عمل بسيار كار آمد هستند .آنها كساني هستند كه كمتر ابرازوجود و حرف ميزنند درعوض از احساس مسئوليت قوي برخوردارند . يك مدير خوب آنها را از ميان چاپلوسها تشخيص ميدهد. 71. به نظربنده خياط چهارم از همه بهتر عمل كرد وسياستش منطبق با محيط پيرامون خودش مي باشد مصداق اين جمله مديريتي كه جهاني بينديشيد منطقه اي عمل كنيد 72. مديريت صحيح از بررسي واقعيت ها به دست مي آيد ، كارهاي بزرگ از انجام درست كارهاي پايه اي كوچك به دست مي آيد. 73. خياط چهارم با روبرو شدن با واقعيت جا براي پيشرفت خود قرار داده است ولي ولي كسي فكر كند كه بهترين خياط دنياست ديگه براي وضعيت بهتر تلاش نميكند. 74. به نظر من منظور از اين نوشته اين است كه قبل از اين كه ادعاي بهترين در دنيا را داشته ابشي بايد بتوني در همون محدوده اي كه در دسترست هست بهترين باشي 75. به نظر من بهتره كه اصلا بريم يه خياطي تو يه محل ديگه پيدا كنيم. اين چهارتا خيلي از خود راضي هستند و احتمالا گرون فروشي هم مي كنن 76. غلو كردن كارامد نيست و خياط چهارم زيركانه هم خود را معرفي كرده و هم سه نفر ديگر را نيز زير چتر خود قرارداده وقتي بهترين خياط اين كوچه باشد شامل هر سه نفر ديگر نيز شده است 77. يك مطلب كلي با تحليلي هاي متفاوت: بهترين خياط كوچه يعني از سه خياط ديگر ماهرتر است، تعلق خاطر كوچه نسبت به اين خياط بيشتر مي شود چرا كه اين خياط را از خود مي دانند اين شگرد مديريتي خوبي خواهد بود ، استراتژي كلي با درگير كردن ساير افراد . با مديريت روابط انساني مرتبط است 78. از نظر من كه تو شهرداري كار ميكنم بايد سه تاي اولي مجوز تابلو بگيرن ولي چهارمي نيازي به اخذ مجوز نداره ضمن اينكه خياط چهارم مديريت خوبي را هم ارائه داده 79. اصلا بهتر بود لفظ بهترين رو به به كار نبره يعني تو زميني كه اون ها تعريف كردن بازي نكنه يه شعار ديگه انتخاب كنه 80. مطالب واتس آپ را تحليل مي كنيد از خودتان انرژي خرج كنيد 81. جهاني انديشيدن و محلي عمل كردن 82. به نظر بنده كار هر چهار نَفَر درست است چون مبني تبليغ و جذب مشتري است ولي ازبين اينها با توجه به شرايط محيطي و سطح مشتريان كار چهارمي بهتر جواب خواهد داد هميشه نسبت به محيط و سطح مشتريان بايستي تبليغ كرد 83. ارزيابي مشتريان از نحوه تبليغ مهمه مثلا فروشنده اي وقتي موقع تبليغ ادعايي ميكنه قطعا اين ادعا مورد قضاوت و بررسي قرار ميگيره. بهترين در يك كوچه قابليت راستي آزمايي رو داره ولي هر چقدر از كوچه فراتر ميريم ارزيابي اين ادعا سخت تر ميشه. پس من به عنوان مشتري اين خياط كه ادعا كرده بهترين در اين كوچه است راحت تر ميتونم اعتماد كنم تا كسي كه ادعا ميكنه بهترين در دنياست. ادعاي بهترين در دنيا بودن به راحتي قابل ارزيابي و با ور توسط مشتري نخواهد بود. 84. خياط چهارم تشخيص داده اگر خياطهاي ديگر بهتر بودند ، با شعار و عنوان دنبال تبليغات نبودند، ترجيح داده متعلق بجاي كوچكتري باشه اما مردم خودشان در مورد كيفيت كار قضاوت كنند و نكته ديگر اينكه نخواسته كار رو از دست بقيه در بياره . 85. «رقابت سالم، بدون تخريب ساير رقبا» اگر سه خياط قبلي، به‌درستي بهترين در شهر و كشور و دنيا باشن، پس شعار (و هدف) خياط چهارم، بهترين بهترين‌ها بودن است. اين فضاي رقابتي داخلي اگه حفظ بشه و سالم بمونه، شعار هر چهارتاشون قابل تحققه. شعار خياط چهارم، در عين سادگي و ملموس بودن براي در دسترس‌ترين و بديهي‌ترين جامعه‌ي هدف، بهترين مسير رشد و نام‌آور شدن را از اولين و محكم‌ترين پله (جامعه محلي) به سوي پله‌هاي بسيار بالاتر (جامعه جهاني) بنا و آغاز نموده است. 86. از نظر من خياط چهارم با ديدن جملات رقيبان خود انديشيده بود كه سنگ بزرگ نشانه نزدن است و خوب ميدانست كه ادعايي كه به حقيقت نزديك تر است براي مردم دلنشين تر خواهد بود و بيهوده سطح توقعات مشتريان را بالا نبرد و با اين كار رضايت مشتريان هم بالا تر خواهد رفت. 87. انسان بهتره در يك كسب و كار كوچك در يك محدوده كوچك بزرگ باشد نه در محدوده اي بزرگ كوچك 88. هميشه نيازي نيست به راههاي عجيب و فوق العاده فكر كنيم. خيلي وقتها راه حل ساده حلال مشكلي بزرگ ميشود. 89. آگاهي و داشتن دانش نيازي به فرياد ندارد ، هر چه انسان تواناتر باشد و اين توانايي را از منشاء اصلي دريافت كرده باشد آرامتر و متين تر در خصوص اتفاقات اطراف خود عمل مي كند. 90. كاري بايد در عمل باشد نه به شعار دادن شعار دادن به ثبوت ناكامي است. 91. تعيين واقع بينانه بازار هدف 92. به نظر من چهارمي كه خودرا كوچكتر عنوان نموده درواقع ازهمه بزرگتر است.وبه زباني بهتر از بهترين خياط دنيا است. 93. ايجاد بازاري بومي و محدود اما با ثبات - ايجاد وفاداري و انگيزه براي مشتريان- بدون ريسك با بازده كم.اما مطمئن. 94. نمونه كار در دسترس ميباشد 95. به نظر من خياط چهارم واقع بين ترين شان بوده ومي دانسته كسي كه براي كار خياطي به اون كوچه مراجعه كرده در حال حاضر با بهترين خياط اون كوچه كار داره نه با بهترين خياط دنيا. چون ممكن بود بهترين خياط دنيا توي اون كوچه بهترين خياط نباشد 96. با سلام اين خياط با دست نوشته خود دو پيام منتقل مي كند يكي اينكه قراره ما براي مردم اين كوچه لباس بدوزيم واگه از نظر مردم اين كوچه بهترين باشيم كافيه و دوم اينكه در اين كوچه وقتي بهترين باشي خوب به طبع از اون نفرات ديگه هم بهتري 97. اولا خياط چهارم از ارايه ي جمله بهترين خياط كوچه چاره اي نداشته براي اينكه خياطان قبلي تمام جملات كليدي را بيان كرده بودند و از روي ناچاري دست به ثبت اين جمله زده است ثانيا براي بزرگ شدن و ترقي كردن پله پله بالا رفت و به قول متجددين از پله اول نپريد پله آخر و خياط مورد نظر اگه بتونه در كوچه بهترين باشه مردم خود بخود آوازه ي خياطيشو نقل ميكنند و ديري نميگذره كه از سر تاسر شهر و از هر نقطه اي پيشش ميان 98. براي موفق بودن لازم و البته كافي ست كه براي مشتريان خاص خودتان بهترين باشيد. براي به دست آوردن بازار كار كافي است فقط از رقباي خاص خودتان پيش باشيد. 99. بهتر است كه انسان در زمان و مكان خود عملكرد خوب داشته باشد تا بتواند رقابت كند نه در جاهائيكه به آن دسترسي ندارد در نتيجه ديگران به تهي بودن شعارها پي خواهند برد . 100. حرف اول در مديريت صادق بودن هست و مشتري نيز انتظار همين را دارد. 101. سلسله مراتب سازماني رو ميشه از پيام خياط چهارم برداشت كرد چرا كه در سازمانها و كشورهاي استاندارد بدون گذراندن مراحل و رده هاي مختلف كتري امكان تبديل شدن به بهترين با ادعا و حرف عملا غير ممكن مي باشد،لذا خياط 4م با درج بهترين خياط كوچه اصل سلسله مراتب و پيشرفت تدريجي و مرحله به مرحله در سازمان را براي ما ياداوري مي كند. 102. منو ياد ضرب المثل سنگ بزرگ علامت نزدن هست انداخت 103. بهترين خياط كوچه. يك مقياس قابل سنجش هست. و به تدريج ميشه بهترين خياط را به شهر و كشور و دنيا توسعه داد. بدون توجه به بازار محلي رقابت در بعد جهاني و اشنايي با سليقه هاي مختلف سخت و زمانگير هست. 104. نوع مديريت در هر محيط بايد با توجه به شناخت روحيات و نيازهاي اون محيط باشه 105. با سلام خياط چهارم واقع بين است و خودش و محيط كوچك پيرامون خود را شناسايي وارزيابي نموده است كه در نوع خود ارزشمند است ليكن با نگاه كردن از زاويه ديگر به موضوع قدرت ريسك و اعتماد به نفس نفرات ديگر بالاتر است. 106. يك كار ماركتينگ در سطح عالي: ظاهرش مبالغه آميز به نظر نمي رسد ولي خودش را بهتر از 3 تا خياط ديگه معرفي مي كند و خود را از انها برتر مي دونه. ولي وقتي عبارت را مي خوني مانند خيلي هاي ديگر در اين پيج متوجه نكتر ريز آن نمي شويد و جنبه مثبت قضيه هم براي اون همينه. از هر طرف و هر برداشتي كه بكنيد از لحاظ ماركتينگ براي وي بار مثبت دارد. 107. خياط سوم با درايت خود تبليغات كاذب ديگر خياط ها را عملا خنثي كرده و واقعيت شغلي مطرح شده در جامعه و فرهنگ خود را گوش زد مي كند و تبليغات م<ثري دارد. 108. براي تبليغ كار خود احتياجي به اغراق گويي و درشت نمايي نيست. 109. تبليغات بايد در خور موضوع باشد تا موثر باشد 110. كوچك شمردن دليل بر عدم مهارت و ناتواني نيست .... اصل رضايت مشتري ... هر چقدرم بزرگ از خودت يادكني ولي دانش و بينشت نسبت كار و توليد باز نباشد موفقيتي حاصل نخواهي كرد... 111. به نظر من به اين خياط به نوعي از استراتژي اقيانوس آبي استفاده كرده، با تمركز بر يك بازار آرام و كوچك‌تر سعي ميكنه مشتريهاي خاصي رو جذب كنه. 112. مشك آنست كه ببويدنه آنكه عطاربگويد.بهترين شدن وبهترين بودن فقط باكاروتلاش بدست ميآيد.اجزه دهيدعملكردتان شمارادرميان ديگران تثبيت نموده وشخصيت مثبتي ازخوددرجمع برجاي بگذاريد.ياحق 113. سلام به نظربا شناسايي محيط پيرامون خودرابرتر ازدونفر ديگر معرفي كرده 114. نشان ميدهد كه انسان بايد به القاب و صفاتي كه براي خودش ميگذارد كمي دقت كند كه آيا براي ديگران قابل باور است .اگر كسي بهترين باشد مشتري اين را تشخيص ميدهد ولي براي بهترين بودن بايد بهترين كار را ادائه داد . 115. سلام ، مديريت صحيح بيش از همه چيز وابسته به واقع نگري و منطبق نمودن آرزوها و اميال با آن ميتواند منجر به نتيجه مثبت يا همان موفقيت گردد. 116. در سيستم كاري فعلي بلدم بلدم الكي سريعتر جواب مي گيره. گويا مديران بعضا چون ناآشنا هستن به مجموعه تحت نظارتشون هر كي قيف و قمپزش بيشتر باشه سهم بيشتري از موفقيت را داره. حرف زدن و تبليغات نقش خوبي داره. 117. قبل از اقدام بايد رقبا را از لحاظ توانمندي، امكانات، تبليغات و . . ارزيابي كرد تا بهترين استراتژي ممكن را اتخاذ كرد.
+ نوشته شده توسط Ahmad Esamili در دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت ۱۶:۲۵ بعد از ظهر |
در كوچه‌اي چهار خياط مغازه داشتند. هميشه با هم بحث مي‌كردند. يك روز، اولين خياط يك تابلو بالاي مغازه‌اش نصب كرد. روي تابلو نوشته شده بود: «بهترين خياط شهر» دومين خياط روي تابلوي بالاي سردر مغازه‌اش نوشت: «بهترين خياط كشور» سومين خياط نوشت: «بهترين خياط دنيا» چهارمين خياط وقتي با اين واقعه مواجه شد روي يك برگه كوچك با يك خط كوچك نوشت: «بهترين خياط اين كوچه» 1. يعني اگر در سازمان خود عالي شويد بي شك عالي ترين خواهيد بود 2. يعني اينكه مي بايستي با واقعيتها زندگي كرد و محيط اطراف خود را براي رسيدن به اهداف خود ناچيز نگرفت 3. به نظر من خياط چهارم براي اينكه بتونه نوشته هاي ساير خياط ها رو با عبارتي مثبت به چالش بكشه اين عبارت رو نوشته. چرا كه با به كار بردن لغت اين كوچه نشون داده كه عبارات سايرين كاملا دروغه و مبالغه س و در عين حال در ذهن خواننده اينطور متبادر ميشه كه اين خياط بهتر از بقيه س. 4. انسان بايد بزرگ فكشر كند 5. با اين نوشته انگيزه مشتريان براي دادن كار به اين خباط بيشتر ميشود جرا كه خود را مبالغه آميز معرفي نكرده واعتماد مشتري رابيشتر ميكند 6. در اين كوچه سه خياط بودند كه ادعاي بهترين خياط شهر و كشور و دنيا را داشتند و چهارمي گفت در اين كوچه من بهترين خياط هستم يعني تمام خصوصيات آن سه خياط را در سطح بالاتري دارم. 7. خواسته بگه افراد اون كوچه براش مهم تر از هر جاي ديگه هستند و خدماتشو ويژه اونا ارائه ميده 8. در حاليكه همه ي خياط ها دريك كوچه قرار دارند، اين جمله در قالب متواضعانه اي، ادعاي برتري خياط چهارم رو در برابر ديگر خياط ها داره، حالا اونا هر چي ميخوان بنويسن. 9. وقتي سه تا خياط بزرگ توي يه كوچه هستند و شما كه در كنار اونها هستيد ميگيد كه من بهترين خياط اين كوچه ام، يعني به طور خودكار از بقيه بهتريد. يعني بهترين خياط شهر، كشور و دنيا شماييد... 10. موقعيت سنجي بسيار عالي كه هر مديري ميتونه از اين نكته استفاده كنه 11. خياط چهارم بهترين خياط است چون منصفانه وصادقانه حرف زده 12. مردم حرف دروغ واغرار آميز رادوست نخواهند داشت. 13. مسلما "بهترين خياط دنيا" بهترين عنوانه. چون "بهترين خياط كوچه" يعني از من بهتر در اين شهر، "بهترين خياط شهر" يعني از من بهتر در اين كشور و "بهترين خياط كشور" يعني از من بهتر در دنيا وجــــــــــود دارد! 14. شعار كافي نيست مردم بهترين خياط را بزودي پيدا مي كنند 15. خياط چهارم چند تا تكنيك مديريتي رو لحاظ كرده .1.به محيط بيرون بازار و رقبا توجه كرده و استراتژي خودش رو با توجه به اونها تنظيم كرده .2.به بازار هدفش و مخاطبان بالقوه كه مردم كوچه بوده ان نگاه داشته .3. سادگي و سليسي بيان تبليغي رو در نظر گرفته 16. اسمش مهم نيست مهم كيفيت كارشون هست. چهارتا خياط توي يه كوچه چي مي خوان آخه..... 17. مغازه دار چهارم باتوجه به اينكه سه مغازه ديگربا تابلو بزرگ قصد جلب توجه را دارند از شيوه ضد تبليغ استفاده نموده و با برگه كوچك ديد مشتري را در ميان بزرگان به خود جلب كرده و مشتري براي امتحان و احساس تفاوت به او مراجع ميكنند 18. اثبات بهترين بودن در شهر يا كشور يا دنيا بسيار مشكل و غلو آميز است از اين جهت از نگاه مشتريان آن نقطه از شهر ، خياطي كه در ابتداي كار به دروغ تبليغ مي كند امكان اينكه لباس سفارشي را در موعد مقرر آماده نكند نيز وجود دارد چراكه پيامد دروغ خلف وعده است. پس اگر شما نيز به جاي مشتريان آن منطقه باشيد سفارش خود را به خياط ديگر ميدهيد. 19. مهم اين نيست كه دنيايي كه توش كار ميكني چقدر بزرگ باسد مهم اين است كه در آن به موفقيت برسي 20. در تبليغات ابتكار و نوانديشي حرف اول را ميزند، نه حرفاي بزرگ و اغراق اميز... 21. خياط چهارم در واقع به موقعيت جغرافياي محيط كارش شنآخت كا مل داشته وبراساس نياز مشتريان تبليغ نموده واين تبليع چون با واقعيت خيلي نزديك است ميتواند مشتري بيشتري جذب كند 22. چون هر چهار خياط در آن كوچه بودند بهترين خياط آن كوچه درواقع بهتر از بقيه و بعبارت ديگر بهترين خياط دنيا خواهد بود. 23. در ايجاد مزيت رقابتي، بهتر است به قابليت ها و نقاط قوت خود توجه كنيم نه اينكه ظاهر عملكرد ديگران را دنبال كنيم و براساس آن پيش رويم و از آنها تقليد كنيم! 24. تو كوچه اي كه بهترين خياط شهر و كشور و دنيا باشند و شما بهترين خياط كوچه خب معلومه كه بهترين خياط كوچه بخوبي از تبليغات ديگران به نفع خودش استفاده كرده يعني تو كوچه ي بهترين هاي شهر و كشور و دنيا بهترينه 25. اگه نتوني در محيطي كه اين همه بهش آشنايي داري يا طبق حكايت در كوچه خودت نتوني بهترين باشي هيچ گاه نمي توني در شهر ، شهرستان، كشور و .... بهترين باشي. 26. به نظر من عبارت بهترين خياط كوچه مناسب تره چون همه بيزينس هاي بزرگ ار كسب و كارهاي كوچك شروع ميشود . و بايد واقع بين بود افرادي كه توي اون كوچه هستن بيشترين سفارش و بازار رو در دست دارن پس به عبارتي كه به اون نزديكترن واكنش نشون ميدن و بهترين خياط كوچه ميتواند با برپامه ريزي و پشتكار بهترين خياط دنيا هم شود. اما مردم تشخيص ميدهند كه حرف بقيه غير منطقي و فقط شعار است و به انها اعتماد نميكنند 27. به نظر مي رسد مردم بيشتر به معيارهاي خياطي كه در اهالي محله خود مورد توجه قرار مي گيرد اهميت بيشتري نسبت به اين معيارها در ساير كشورها و حتي شهرهاي ديگر مي دهند. بعنوان نمونه معيارهايي كه در دوخت البسه سنتي مردم بلوچ رعايت مي شود ممكن است براي اقوام لر جالب باشد اما مطمئنا بدليل نوع سليقه از اهميت لازم برخوردار نيست. و يا سبك دوخت پوشاك غربي ها براي جوامع اسلامي مورد توجه نيست هر چند از بهترين نوع كيفيت دوخت برخوردار باشد. لذا به نظر من بهترين گزينه تبليغاتي همان مورد چهارم است 28. منظور خياط چهارم همان بيت معروف است : مشك آن است كه خود ببويد نه آن كه عطار بگويد چراكه ميدانست شناخت ميداني از وضعيت خودش و دغدغه هاي محيط فعلي اش اثر بخشي والاتري بر پيشرفت وي خواهد گذاشت 29. به نظر اينجانب خياط هاي اول تا سوم با مبالغه كاري سعي در بزرگ نماي كار خود داشتن بدون اينكه واقعا به نوشته هاي خود ايمان داشته باشند ولي خياط چهارم با يك جمله كوچك بر روي يك برگه كوچك سعي در جذب افراد در جهت نوشته خود بود و با يك جمله خود را بهتر از خياط هاي دنيا و شهر و كشور دانسته و يك حس تعلق به هم كوچه هاي خود را ايجاد كرده بود و به نظر مردم بابت صداقت اين فرد به او بيشتر مراجعه و اطمينان پيدا مي كردند . با تشكر 30. مشتري ها ي يك خياط اغلب افراد يك كوچه يا محله هستند.با فرض اينكه سه خياط ديگر حقيقت را نوشته باشند,اغلب كمتر كسي يك كشور يا دنيا را طي ميكند كه لباسي را خياطي كند.پس خياط چهارم توتنسته بهترين سياست جذب مشتري را در پيش بگيرد 31. فرد گرايي و فرد محوري بنظرم اين حكايت تاكيد بر فرد محوري و فرد گرايي داره در حاليكه اين چهاذ نفر ميتونستن تيم بشن و يه توليدي درست و درمون بزنن 32. جهاني فكر كنيد ،منطقه اي عمل كنيد 33. احتمالا اول اون نوشته بوده كوچه بعدا دومي نوشته شعر سومي كشور و چهارمي دنيا 34. سلام من موضوع بالا را با يك داستان اخلاقي تحليل ميكنم البته با احازه همه اساتيد و عزيزانم وقتي بچه بودم ميگفتم اگه بزرگ بشم دنيارا ميسازم كمي بزرگتر و عاقلتر كه شدم ديدم دنيارا ساختن سخته گفتم اگه بزرگ شدم كشورم را ميسازم كمي بزرگتر كه شدم ديدم نه اونم سخته گفتم اگه بزرگ شدم شهرم را ميسازم ووقتي كمي بزرگتر شدم گفتم محله مون را ميسازم كمي بزرگتر شدم اينبار گفتم كوچه مون را ميسازم وقتي كه ديگه پا به سن گذاشتم و پير شدم گفتم اي واي كاش از همون اول خودم را ميساختم ..... حالا با اين داستان نتيجه مي گيرم كه اول بايد بهترين خياط محله خودمان باشيم تا بتوپنيم به شهرت بهترين خياط دنيا برسيم ياعلي بهرامي 35. با توجه به اينكه محل كسب هر چهار خياط در يك كوچه بود،خياط چهارم نگاهي اقتضايي و واقع بينانه دارد يعني بهترين بودن در دنيا،كشور،و يا شهر براي مردم آن محل (بازار خياط ها)مهم نيست بلكه مهم اينه كه كدوم بهترين خياط محل و كوچه است.مثل عبارت نقد رو بچسب نسيه رو رها كنه.هميشه بايد دركسب و كار مرد عمل بود نه شاعر و خيال پرداز!!! 36. مهم اينكه كه شعارش از همه بيشتر به واقعيت مي تونه نزديك باشه و در ذهن مخاطب يا مشتري عملي تر به نظر ميرسه و اين ميشه يه تبليغ اثر گذار 37. سلام اگر كارش كيفيت نداشته باشه وزيبايي نداشته باشه امپراتور هم ن اسم مغازه اش روبذاره كسي مشتري اون مغازه نخواهدشدواما كيفيت واخلاق رو باهم داشته باشه مردم بعد مراجعه اول دوباره مراجعه خواهند كرد 38. دران محيط يعني كوچه خياط اخري برحسب موقعيت وفرهنگ منطقه اي عمل كرده 39. 1 - نبليغ هوشمندانه 2 - درك نياز مشتري 3 - صداقت با مشتري 40. جهاني بينديش و منطقه اي عمل كن . تكنيك هاي بازار يابي جديد خياط چهارم را نمي پسندند و از نقطه نظر جلب توجه خياط سوم بهتر از بقيه فعاليت بازاريابي را انجام داده چرا هرچند براي چند ثانيه مشتري را به لبخند وا مي دارد .؟!فرصت ها را بايد بررسي و بر اساسموقعيت ها تصميم گرفت فرهنگ مناطق باهم متفاوت است. بستگي دارد در يك منطقه با فرهنگ و تحصيل كرده شايد افراد زيادي به تبليغات توجه نمايند ولي در يك منطقه با بودجه ريزي مناسب تصميم گيري نمايند ؟ اين فروشندگان ابتدا بايد بازاريابي را انجام داده و بازار محله و كوچه و... را بررسي و براساس موقعيت و منابع تصميم گيري نمايند . 41. براي تغيير دادن و اثبات خوب بودن به ديگران بايد از خود،شهرو...شروع كرد بنظرم در جايي كه همه بلند پروازانه يا با توجه به چشم وهم چشمي كار مي كنند فقط وفقط در جا مي زنند حتي اگر سرعت آنها خرگوشي باشد وسرعت نفرهاي چهارم لاكپشتي آخر كار از آن لاكپشت هست! 42. آدم زيركي بوده با اين جمله سه خياط داخل كوچه رو زير سوال برد. كه من بهترم چون هر چهارتا تو يه كوچه بودن، اونم برتري خودشو اعلام كرد... 43. مي توان با كلمات به ظاهر كوچك ،معاني خيلي بزرگ را به مخاطب القا كرد. 44. به نظر من ايشان با زيركي وهشياري هم رقبا را بي اعتبار كرده وهم خود را با تواضع بالاتر از ديگران جلوه داده اين مصداق تبليغات هوشمند است كه مخاطب را جلب مي كند و با تشخيص صحيح از شرايط وموقعيت مكاني دل و عقل مشتريان را هدف مي گيرد 45. Think globally Act locally جهاني بينديشيد منطقه ايي عمل كنيد... 46. بهترين در دنياي خود باشيد 47. كلن ٤ تا خياط تو يك كوچه ايده خوبي نيست! 48. يعني وقتي تو كوچه اي باشي كه بهترين خياط شهر و كشور دنيا باشه و تو ازهمه اينا بهتر باشي ينعي خلاصه كارت خيلي درسته از طرف ديگه با خط كوچيك نوشتن يه جور جلب توجه معكوس من خودم هميشه چيزاي متفاوت و دوست دارم حس ميكنم كارش خيلي درست بوده 49. خياط چهارم زيركي را با تواضع و همچنين راستگويي در هم آميخت: 1- وقتي شما بگوييد كه بهترين خياط اين كوچه هستيد درنتيجه خواه ناخواه از 3 خياط ديگر هم كه درآن كوچه و با آن عناوبن دهن پركن هستند، يعتي بهتريد. 2- آنچه واقعاً بود را اعلام كرد (راستگويي و صداقت با مشتري). 3- حد خود را مي شناخت و در حد خود و توانمنديهايش ادعا كرد و چيزي كه گزاف نگفت و حتي شايد كمتر از واقع هم نموده باشد(فروتني). پوريا برزعلي www.ZARRAD.blogfa.com 50. سيستمي به پيرامون خود بيانديشيم. 51. آشنايي خياط چهارم با سلايق ساكنين كوچه مي تواند از او بهترين خياط بسازد.و دستيابي به آرزوهاي شعارگونه سخت تر مي باشد.لذا بايد از محيط خود شروع كند 52. براي موفقيت بايد از اطراف خودمان شروع كنيم و واقع بين باشيم تا به مدارج بالا برسيم 53. 1) خياط چهارم با توجه به فضايي كه در آن مشغول است، بهترين است. درواقع مشتريان هر چهار خياط از شهر، كشور و يا دنيا به آنها مراجعه نمي كنند بلكه از همان كوچه مراجعه مي كنند. 2) انتظار مي رود بهترين خياط شهر، كشور و يا دنيا، مشتريان زيادي در جلوي مغازه ها صف بسته باشند درحالي كه چنين نبود و اين اعتماد مردم كوچه را كم مي كند. 54. ادعاي خياط چهارم از اهالي كوچه قابل تحقيق است اما ادعاي 3 خياط ديگر نه. در نتيجه من خودم اگر باشم در مورد خياط چهارم تحقيق مي كنم و چنانچه مناسب باشد مشتري او مي شوم. 55. صداقت بهترين سياسته 56. مشك آن است كه خود ببويد نه آن كه عطار بگويد 57. بازي برد با خياط چهارمي(خياط كوچه)است استراتزي هدف او برترين است چون اهالي كوچه با كار خواهند كرد پس موفقيت او نسبت به بقيه زياد خواهد بود. 58. جهاني بينديش و منطقه اي عمل كن . تكنيك هاي بازار يابي جديد خياط چهارم را نمي پسندند و از نقطه نظر جلب توجه خياط سوم بهتر از بقيه فعاليت بازاريابي را انجام داده چرا هرچند براي چند ثانيه مشتري را به لبخند وا مي دارد .؟!فرصت ها را بايد بررسي و بر اساسموقعيت ها تصميم گرفت فرهنگ مناطق باهم متفاوت است. بستگي دارد در يك منطقه با فرهنگ و تحصيل كرده شايد افراد زيادي به تبليغات توجه نمايند ولي در يك منطقه با بودجه ريزي مناسب تصميم گيري نمايند ؟ اين فروشندگان ابتدا بايد بازاريابي را انجام داده و بازار محله و كوچه و... را بررسي و براساس موقعيت و منابع تصميم گيري نمايند . 59. اصولا صفت برتر و تفضيل مربوط به جهان سومي هاست در دنياي كسب و كار رقابت بر سر جلب رضايت مشتري است و اينگونه صفات كاربردي ندارند اين 4 خياط بجاي فخر فروختن بيكديگر راهكار ارائه خدمات بهتر و امتيازات بيشتر به مشتري را مي انديشيدند قطعا موفق ميشدند.مشتري بدنبال خدمات با كيفيت و بهتر است . 60. تواضع و واقع گرايي دو خصلت از مديران است 61. براي بهترين شدن در جهان اول بايد در محل و كوچه خود يك شد . چنگيزخان سخني با مفهوم زير دارد براي فرمانروا شدن براي دنيا بايد ده نفر اول خانواده ات تو را قبول كنند تا جهان تو را قبول كند 62. بابزرگ كردن دنياي خود آدم بزرگي نخواهيم شد بزرگ بودن در دل همانهايي كه با آنها سرو كار داري(هم محله ايها) روزي تو رو شخصيت بزرگي خواهد كرد 63. براي معروف شدن و بهتر شدن ابتدا بايد در سطح پايين و جز كار خوب را ارايه بدهي و پله پله رشد و جهاني شوني و خياط آخري بسيار هوش هيجاني بالايي داشته است و در كسب مشتري موفق تر خواهد بود 64. مهم نيست كه اولين نفر در نو آوري باشيد اما مهم است كه استراتژي درستي را اتخاذ كنيد تا از رقبا عقب نمانيم 65. اصل اينه كه تو اون منطقه شما كاسب اولش باشي شما كه بيشترين اعتبار رو داشته باشي اگه تابلو هم نداشته باشي مشتري تو مغازه ات ريخته اس . دقيقا اين حكايت تو شهر ماست . ما سه تا كارگاه ورق داريم من تو خيابون اصلي اونم تو جاده اصلي بقل آهن فروشام يكي ديگه از هم كار توي نقطه ديگه اي از شهر ولي تو خيابون اصلي هست و همكار ديگه مون يه نقطه كور اونم داخل كوچه هست دقيقا همين آقايي كه داخل كوچه هست فروشش از همه بيشتر و من نفر آخرم در صورتي كه فروش من بايد از همه بيشتر باشه ولي من كمترين فروش رو دارم . اخلاقمم از همه اونا بهتره اما نميدونم چرا اينجوريه؟ 66. به نظر من چون خياط چهارم حرفش به واقعيت براي مشتري نزديك تر بود موفق تر است.آن سه خياط ديگر چطور ميخواهند حرفشان را اثبات كنند؟ولي مورد چهارم براحتي قابل اثبات است و بدين ترتيب اعتماد مشتري را جلب خواهد كرد. 67. خودت را امتحان كن 68. خياط چهارم با چند كلمه خود را به بهترين نحوي معرفي نموده است كه از همه بهتر است. 69. دنيا در عين حال كه خيلي بزرگه ، خيلي هم كوچيكه ! اين نتيجه اعمال ماست كه نشان ميدهد چقدر دنيا را بزرگ يا كوچك در نظر گرفته ايم بنظر من اگر خياط پنجمي هم باشد ، فقط بايد بنويسد " بهترين خياط " ! 70. بسياري از افراد هستند كه در عمل بسيار كار آمد هستند .آنها كساني هستند كه كمتر ابرازوجود و حرف ميزنند درعوض از احساس مسئوليت قوي برخوردارند . يك مدير خوب آنها را از ميان چاپلوسها تشخيص ميدهد. 71. به نظربنده خياط چهارم از همه بهتر عمل كرد وسياستش منطبق با محيط پيرامون خودش مي باشد مصداق اين جمله مديريتي كه جهاني بينديشيد منطقه اي عمل كنيد 72. مديريت صحيح از بررسي واقعيت ها به دست مي آيد ، كارهاي بزرگ از انجام درست كارهاي پايه اي كوچك به دست مي آيد. 73. خياط چهارم با روبرو شدن با واقعيت جا براي پيشرفت خود قرار داده است ولي ولي كسي فكر كند كه بهترين خياط دنياست ديگه براي وضعيت بهتر تلاش نميكند. 74. به نظر من منظور از اين نوشته اين است كه قبل از اين كه ادعاي بهترين در دنيا را داشته ابشي بايد بتوني در همون محدوده اي كه در دسترست هست بهترين باشي 75. به نظر من بهتره كه اصلا بريم يه خياطي تو يه محل ديگه پيدا كنيم. اين چهارتا خيلي از خود راضي هستند و احتمالا گرون فروشي هم مي كنن 76. غلو كردن كارامد نيست و خياط چهارم زيركانه هم خود را معرفي كرده و هم سه نفر ديگر را نيز زير چتر خود قرارداده وقتي بهترين خياط اين كوچه باشد شامل هر سه نفر ديگر نيز شده است 77. يك مطلب كلي با تحليلي هاي متفاوت: بهترين خياط كوچه يعني از سه خياط ديگر ماهرتر است، تعلق خاطر كوچه نسبت به اين خياط بيشتر مي شود چرا كه اين خياط را از خود مي دانند اين شگرد مديريتي خوبي خواهد بود ، استراتژي كلي با درگير كردن ساير افراد . با مديريت روابط انساني مرتبط است 78. از نظر من كه تو شهرداري كار ميكنم بايد سه تاي اولي مجوز تابلو بگيرن ولي چهارمي نيازي به اخذ مجوز نداره ضمن اينكه خياط چهارم مديريت خوبي را هم ارائه داده 79. اصلا بهتر بود لفظ بهترين رو به به كار نبره يعني تو زميني كه اون ها تعريف كردن بازي نكنه يه شعار ديگه انتخاب كنه 80. مطالب واتس آپ را تحليل مي كنيد از خودتان انرژي خرج كنيد 81. جهاني انديشيدن و محلي عمل كردن 82. به نظر بنده كار هر چهار نَفَر درست است چون مبني تبليغ و جذب مشتري است ولي ازبين اينها با توجه به شرايط محيطي و سطح مشتريان كار چهارمي بهتر جواب خواهد داد هميشه نسبت به محيط و سطح مشتريان بايستي تبليغ كرد 83. ارزيابي مشتريان از نحوه تبليغ مهمه مثلا فروشنده اي وقتي موقع تبليغ ادعايي ميكنه قطعا اين ادعا مورد قضاوت و بررسي قرار ميگيره. بهترين در يك كوچه قابليت راستي آزمايي رو داره ولي هر چقدر از كوچه فراتر ميريم ارزيابي اين ادعا سخت تر ميشه. پس من به عنوان مشتري اين خياط كه ادعا كرده بهترين در اين كوچه است راحت تر ميتونم اعتماد كنم تا كسي كه ادعا ميكنه بهترين در دنياست. ادعاي بهترين در دنيا بودن به راحتي قابل ارزيابي و با ور توسط مشتري نخواهد بود. 84. خياط چهارم تشخيص داده اگر خياطهاي ديگر بهتر بودند ، با شعار و عنوان دنبال تبليغات نبودند، ترجيح داده متعلق بجاي كوچكتري باشه اما مردم خودشان در مورد كيفيت كار قضاوت كنند و نكته ديگر اينكه نخواسته كار رو از دست بقيه در بياره . 85. «رقابت سالم، بدون تخريب ساير رقبا» اگر سه خياط قبلي، به‌درستي بهترين در شهر و كشور و دنيا باشن، پس شعار (و هدف) خياط چهارم، بهترين بهترين‌ها بودن است. اين فضاي رقابتي داخلي اگه حفظ بشه و سالم بمونه، شعار هر چهارتاشون قابل تحققه. شعار خياط چهارم، در عين سادگي و ملموس بودن براي در دسترس‌ترين و بديهي‌ترين جامعه‌ي هدف، بهترين مسير رشد و نام‌آور شدن را از اولين و محكم‌ترين پله (جامعه محلي) به سوي پله‌هاي بسيار بالاتر (جامعه جهاني) بنا و آغاز نموده است. 86. از نظر من خياط چهارم با ديدن جملات رقيبان خود انديشيده بود كه سنگ بزرگ نشانه نزدن است و خوب ميدانست كه ادعايي كه به حقيقت نزديك تر است براي مردم دلنشين تر خواهد بود و بيهوده سطح توقعات مشتريان را بالا نبرد و با اين كار رضايت مشتريان هم بالا تر خواهد رفت. 87. انسان بهتره در يك كسب و كار كوچك در يك محدوده كوچك بزرگ باشد نه در محدوده اي بزرگ كوچك 88. هميشه نيازي نيست به راههاي عجيب و فوق العاده فكر كنيم. خيلي وقتها راه حل ساده حلال مشكلي بزرگ ميشود. 89. آگاهي و داشتن دانش نيازي به فرياد ندارد ، هر چه انسان تواناتر باشد و اين توانايي را از منشاء اصلي دريافت كرده باشد آرامتر و متين تر در خصوص اتفاقات اطراف خود عمل مي كند. 90. كاري بايد در عمل باشد نه به شعار دادن شعار دادن به ثبوت ناكامي است. 91. تعيين واقع بينانه بازار هدف 92. به نظر من چهارمي كه خودرا كوچكتر عنوان نموده درواقع ازهمه بزرگتر است.وبه زباني بهتر از بهترين خياط دنيا است. 93. ايجاد بازاري بومي و محدود اما با ثبات - ايجاد وفاداري و انگيزه براي مشتريان- بدون ريسك با بازده كم.اما مطمئن. 94. نمونه كار در دسترس ميباشد 95. به نظر من خياط چهارم واقع بين ترين شان بوده ومي دانسته كسي كه براي كار خياطي به اون كوچه مراجعه كرده در حال حاضر با بهترين خياط اون كوچه كار داره نه با بهترين خياط دنيا. چون ممكن بود بهترين خياط دنيا توي اون كوچه بهترين خياط نباشد 96. با سلام اين خياط با دست نوشته خود دو پيام منتقل مي كند يكي اينكه قراره ما براي مردم اين كوچه لباس بدوزيم واگه از نظر مردم اين كوچه بهترين باشيم كافيه و دوم اينكه در اين كوچه وقتي بهترين باشي خوب به طبع از اون نفرات ديگه هم بهتري 97. اولا خياط چهارم از ارايه ي جمله بهترين خياط كوچه چاره اي نداشته براي اينكه خياطان قبلي تمام جملات كليدي را بيان كرده بودند و از روي ناچاري دست به ثبت اين جمله زده است ثانيا براي بزرگ شدن و ترقي كردن پله پله بالا رفت و به قول متجددين از پله اول نپريد پله آخر و خياط مورد نظر اگه بتونه در كوچه بهترين باشه مردم خود بخود آوازه ي خياطيشو نقل ميكنند و ديري نميگذره كه از سر تاسر شهر و از هر نقطه اي پيشش ميان 98. براي موفق بودن لازم و البته كافي ست كه براي مشتريان خاص خودتان بهترين باشيد. براي به دست آوردن بازار كار كافي است فقط از رقباي خاص خودتان پيش باشيد. 99. بهتر است كه انسان در زمان و مكان خود عملكرد خوب داشته باشد تا بتواند رقابت كند نه در جاهائيكه به آن دسترسي ندارد در نتيجه ديگران به تهي بودن شعارها پي خواهند برد . 100. حرف اول در مديريت صادق بودن هست و مشتري نيز انتظار همين را دارد. 101. سلسله مراتب سازماني رو ميشه از پيام خياط چهارم برداشت كرد چرا كه در سازمانها و كشورهاي استاندارد بدون گذراندن مراحل و رده هاي مختلف كتري امكان تبديل شدن به بهترين با ادعا و حرف عملا غير ممكن مي باشد،لذا خياط 4م با درج بهترين خياط كوچه اصل سلسله مراتب و پيشرفت تدريجي و مرحله به مرحله در سازمان را براي ما ياداوري مي كند. 102. منو ياد ضرب المثل سنگ بزرگ علامت نزدن هست انداخت 103. بهترين خياط كوچه. يك مقياس قابل سنجش هست. و به تدريج ميشه بهترين خياط را به شهر و كشور و دنيا توسعه داد. بدون توجه به بازار محلي رقابت در بعد جهاني و اشنايي با سليقه هاي مختلف سخت و زمانگير هست. 104. نوع مديريت در هر محيط بايد با توجه به شناخت روحيات و نيازهاي اون محيط باشه 105. با سلام خياط چهارم واقع بين است و خودش و محيط كوچك پيرامون خود را شناسايي وارزيابي نموده است كه در نوع خود ارزشمند است ليكن با نگاه كردن از زاويه ديگر به موضوع قدرت ريسك و اعتماد به نفس نفرات ديگر بالاتر است. 106. يك كار ماركتينگ در سطح عالي: ظاهرش مبالغه آميز به نظر نمي رسد ولي خودش را بهتر از 3 تا خياط ديگه معرفي مي كند و خود را از انها برتر مي دونه. ولي وقتي عبارت را مي خوني مانند خيلي هاي ديگر در اين پيج متوجه نكتر ريز آن نمي شويد و جنبه مثبت قضيه هم براي اون همينه. از هر طرف و هر برداشتي كه بكنيد از لحاظ ماركتينگ براي وي بار مثبت دارد. 107. خياط سوم با درايت خود تبليغات كاذب ديگر خياط ها را عملا خنثي كرده و واقعيت شغلي مطرح شده در جامعه و فرهنگ خود را گوش زد مي كند و تبليغات م<ثري دارد. 108. براي تبليغ كار خود احتياجي به اغراق گويي و درشت نمايي نيست. 109. تبليغات بايد در خور موضوع باشد تا موثر باشد 110. كوچك شمردن دليل بر عدم مهارت و ناتواني نيست .... اصل رضايت مشتري ... هر چقدرم بزرگ از خودت يادكني ولي دانش و بينشت نسبت كار و توليد باز نباشد موفقيتي حاصل نخواهي كرد... 111. به نظر من به اين خياط به نوعي از استراتژي اقيانوس آبي استفاده كرده، با تمركز بر يك بازار آرام و كوچك‌تر سعي ميكنه مشتريهاي خاصي رو جذب كنه. 112. مشك آنست كه ببويدنه آنكه عطاربگويد.بهترين شدن وبهترين بودن فقط باكاروتلاش بدست ميآيد.اجزه دهيدعملكردتان شمارادرميان ديگران تثبيت نموده وشخصيت مثبتي ازخوددرجمع برجاي بگذاريد.ياحق 113. سلام به نظربا شناسايي محيط پيرامون خودرابرتر ازدونفر ديگر معرفي كرده 114. نشان ميدهد كه انسان بايد به القاب و صفاتي كه براي خودش ميگذارد كمي دقت كند كه آيا براي ديگران قابل باور است .اگر كسي بهترين باشد مشتري اين را تشخيص ميدهد ولي براي بهترين بودن بايد بهترين كار را ادائه داد . 115. سلام ، مديريت صحيح بيش از همه چيز وابسته به واقع نگري و منطبق نمودن آرزوها و اميال با آن ميتواند منجر به نتيجه مثبت يا همان موفقيت گردد. 116. در سيستم كاري فعلي بلدم بلدم الكي سريعتر جواب مي گيره. گويا مديران بعضا چون ناآشنا هستن به مجموعه تحت نظارتشون هر كي قيف و قمپزش بيشتر باشه سهم بيشتري از موفقيت را داره. حرف زدن و تبليغات نقش خوبي داره. 117. قبل از اقدام بايد رقبا را از لحاظ توانمندي، امكانات، تبليغات و . . ارزيابي كرد تا بهترين استراتژي ممكن را اتخاذ كرد.
+ نوشته شده توسط Ahmad Esamili در دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت ۱۶:۲۱ بعد از ظهر |
تست مديريت زمان
با انجام اين تست مي‌توانيد وضعيت خود را در حوزه مديريت زمان كاري ارزيابي كنيد. انجام اين تست را به همه كاركنان و مديران سازمانها توصيه مي‌كنيم.
به همه پرسش ها پاسخ دهيد. گزينه‌اي را كه به شرايط شما نزديكتر است انتخاب كنيد:
1- هر چند وقت يكبار كار خود را به خانه مي‌بريد؟
 هر روز
 در هفته سه روز يا بيشتر
 دو بار در هفته
 حداكثر يك بار در هفته
 
2- در طول يك روز چند نفر كار شما قطع مي‌كنند؟
 شش نفر يا بيشتر
 چهار يا پنج نفر
 دو يا سه نفر
 حداكثر يك نفر
 
3- در هفته چند ساعت از وقت خود را صرف فعاليت‌هايي غير كاري (مانند تفريح، ورزش، امور اجتماعي و غيره) مي‌كنيد؟
 سه ساعت يا كمتر
 چهار تا پنج ساعت
 شش تا نه ساعت
 ده ساعت يا بيشتر
 
4- در روز چه مدت از وقت كاري خود را صرف مراودات اجتماعي (مانند وقت استراحت يا صرف چاي، صرف ناهار، بازديد طولاني مدت با ديگران) مي‌كنيد؟
 دو ساعت يا بيشتر
 60 تا 90 دقيقه
 15 تا 45 دقيقه
 كمتر از 15 دقيقه
 
5- چند بخش مجزا از كار معمولاً در طول روز روي ميز شما قرار دارد؟
 سه يا بيشتر بخش
 دو بخش
 يك بخش
 كاري روي ميز نيست
 
6- چه مقدار از كار خود را تفويض مي‌كنيد؟
 خيلي كم
 حدود 25 درصد
 40 تا 50 درصد
 بيشتر از 50 درصد
 
7- در طول روز چند بار با ديگران به صورت تك به تك در مورد انجام كار صحبت مي‌كنيد؟
 هيچ بار
 يك بار
 دو بار
 بيشتر از دو بار
 
8- در طول هفته چند ساعت را با ديگر كاركنان صرف آموزش و توسعه كاري مي‌كنيد؟
 زماني را صرف اين كار نمي‌كنم
 كمتر از يك ساعت
 يك يا دو ساعت
 سه ساعت يا بيشتر
 
 9- در طول روز چند بار تصميم‌گيري‌ها را به تعويق مي‌اندازيد؟
 اغلب
 گاهي اوقات
 به ندرت
 هيچ گاه
 
10- در طول روز چند بار به يك برگ كاغذ دست مي‌زنيد پيش از آنكه كار مربوط به آن را انجام دهيد؟
 چهار بار يا بيشتر
 سه بار
 دو بار
 يك بار
 
11- هر چند وقت يكبار موعدهاي كاري خود را تمديد مي‌كنيد؟
 تقريباً اغلب اوقات
 گاهي اوقات
 به ندرت
 فقط وقتي كه دليل قانع‌كننده وجود دارد
 
12- كارهاي همراه با جزئيات را چگونه انجام مي‌دهيد؟
 همه آن را خودم انجام مي‌دهم ـ اين كارها را دوست دارم
 بيشتر آن را خودم انجام مي‌دهم
 بخشي از آن را تفويض مي‌كنم
 بيشتر آن را تفويض مي‌كنم
 
13- هر چند وقت يك بار اهداف فردي و اهداف واحد سازماني را با زيردستانتان تنظيم و بازنگري مي‌كنيد؟
 دو بار در سال
 فصلي
 ماهانه
 هفتگي
 
14- هر چند وقت يكبار يك ليست «انجام كارها» تهيه مي‌كنيد و آن را اولويت بندي مي‌كنيد؟
 ماهانه
 هر دو هفته
 هفتگي
 روزانه
 
15- چه مقدار از كارتان را انجام مي‌دهيد (به دليل اينكه واقعاً مي‌خواهيد آن را انجام دهيد)؟
 حدود 5 درصد
 كمتر از 50 درصد
 حدود 75 درصد
 تقريباً همه آن را
________________________________________

+ نوشته شده توسط Ahmad Esamili در شنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۳ و ساعت ۱۳:۳۰ بعد از ظهر |