اگر این ویژگی ها را دارید،شما باهوشید

سلامانه : در دنیای رقابتی امروز اگر می‌خواهید زندگی خوب و باکیفیتی داشته باشید باید رفتار هوشمندانه‌ای از خود نشان دهید. هر قدر باهوش‌تر باشید راحت‌تر زندگی می‌کنید. شما چگونه هستید؟ آیا دیگران شما را باهوش می‌دانند؟ خودتان درباره خود چه نظری دارید؟


تصمیم‌گیری سریع

به گزارش سلامت نیوز به نقل از جام جم آنلاین،یک فرد باهوش در موقعیت‌های مختلف بسرعت تصمیم‌های درست می‌گیرد. در حقیقت با درک سریع روابط و بینش صحیح خود بسرعت تصمیم‌گیری‌های عاقلانه‌ای می‌گیرد.

خودشناسی

افراد باهوش به تمام زوایای وجود خود واقف هستند و نقاط قوت، ضعف شخصیت و همچنین ارزش‌های خود را بخوبی می‌شناسند. بزرگی می‌گوید: «کسی که دیگران را می‌شناسد عاقل است، اما کسی که خودش را می‌شناسد باهوش و زیرک است». آنها می‌دانند تا زمانی که خود را بخوبی نشناسند نمی‌توانند در زندگی موفق باشند.

اندیشه صحیح

کسی که باهوش است هرگز تجربه بدی را دوبار تکرار نمی‌کند و از گذشته خود درس می‌گیرد. او بسرعت می‌فهمد که چه چیزی کارکرد درست دارد و چه چیزی درست پیش نمی‌رود و قبل از این‌که دست به کاری بزند بخوبی درخصوص آن فکر می‌کند و همچنین وقتی کاری را انجام می‌دهد به نتایج آن کاملا فکر می‌کند تا مشکلات احتمالی را ارزیابی کند.

خلاقیت

افراد باهوش در هر شرایطی که باشند ایده‌های جدید و افکار نو دارند و برای انجام هرکاری روشی خلاقانه به کار می‌برند. آنها مشتاق پیشرفت هستند و در خصوص اطلاعاتی که در زمینه‌های مختلف به​دست می‌آورند و همین‌طور مردم اطراف خود با دقت فکر می‌کنند و همیشه در برابر افکار افراطی و بدون انعطاف، مقاومت از خود نشان می‌دهند و عقاید جدیدی مطرح می‌کنند.

روشنفکری

افراد باهوش به هر موضوعی از جنبه‌های مختلف می‌نگرند و معمولا توانایی دیدن افق‌های دور هر موضوعی را دارند. چیزی که بیشتر مردم قادر به انجامش نیستند. آنها به این جمله معتقدند: «ذهن درست مانند یک چتر نجات می‌ماند و فقط زمانی خوب کار می‌کند که باز شده باشد.» این افراد هرگز از مسائل متناقض دوری نمی‌کنند و برایشان جالب نیز هست، زیرا مسائل متناقض جنبه‌های مختلف موضوعی را جلوی دید می‌گذارد.

احساس مسئولیت

افراد باهوش بسرعت به فرصت‌های به‌دست آمده و مردم اطراف خود واکنش نشان می‌دهند. عمل و عکس‌العمل آنها بسیار سریع است و توجه به نیازهای خود و اطرافیان‌شان و احساس مسئولیت در قبال آنها اولین اولویت‌شان است.

تدبیر

افراد باهوش می‌دانند مجبور نیستند در مورد همه چیز آگاهی داشته باشند، اما می‌دانند هر زمان به اطلاعاتی نیاز داشته باشند باید کجا دنبال آن بگردند. آنها به هر منبع و آموزشی که مورد نیازشان باشد بسرعت دست می‌یابند. شبکه‌ای از دوستان آگاه در زمینه‌های مختلف دارند و هرگز در زمینه دریافت اطلاعات در نمی‌مانند.

تقویت مغز

افراد باهوش، باهوش می‌مانند برای این‌که همیشه در حال یادگیری هستند. آنها دائما در حال یاد گرفتن مهارت‌های جدید، اعتقادات و باورهای تازه هستند. مغز آنها لحظه‌ای را بدون یادگیری سپری نمی‌کند.

شوخ طبعی

افراد باهوش زندگی را بیش از حد جدی نمی‌گیرند. آنها اهمیت یک موضوع جالب و خنده‌دار در موضوعات روزمره زندگی را بخوبی می‌دانند.

ریسک کردن

از آنجا‌ که این افراد همیشه دوست دارند روش‌های جدیدی را در انجام کارهایشان اعمال کنند، بنابراین ممکن است گاهی با شکست روبه‌رو شوند و آنها با علم به این مساله باز هم قبول خطر کرده و هوشمندانه این خطر را به یک فرصت یادگیری تبدیل می‌کنند.

اعتماد به نفس

آنها پیش از هر کس دیگر به خودشان اعتماد دارند و هرگز برای تصمیم‌گیری مدام از دیگران نظر نمی‌خواهند و به افکار خودشان اعتماد کافی دارند.

قلم و کاغذ

افراد باهوش ترفندها و مهارت‌های داشتن یک زندگی خوب را بسرعت آموخته و برای خود برنامه‌ای دقیق دارند و اهداف زندگی را در جایی یادداشت کرده و هرگز به دست فراموشی نمی‌سپارند.

سودآور

افراد باهوش از سیستم مدیریت زمان و سازمانی بهترین بهره را برده و علاوه براین‌که خود از مزایای آن فایده می‌برند، موجب پیشرفت سازمانی می‌شوند که برای آن کار می‌کنند و آنها ‌ وظایف مهم روزمره‌شان را بسرعت انجام می‌دهند.

تشخیص صحیح

افراد باهوش می‌توانند انگیزه‌های دیگران را بلافاصله درک کنند و تشخیص دهند که چه کسی مناسب دوستی است. بنابراین در انتخاب افرادی که با آنها مراوده دارند، دقت کرده و همیشه با افراد دارای اخلاق خوب و کیفیت ارزشی بالا ارتباط برقرار می‌کنند.

خواندن، خواندن و بازهم خواندن

آنها همیشه با خواندن کتاب، مجله و مقالات مختلف در حال افزایش قدرت مغزشان هستند، چیزی که می‌تواند برای پیشرفت‌شان مفید باشد. درضمن می‌دانند چگونه اطلاعات مناسب را حفظ کرده و بقیه را رها کنند.

یادگیری

علاوه بر این‌که اهمیت یادگیری را بخوبی می‌دانند و همیشه در حال یادگرفتن هستند می‌دانند که باید آموخته‌های خود را نیز در اختیار دیگران نیز قرار دهند. آنها با آموزش دیگران می‌توانند فعالانه در مورد مباحث ارائه‌شده صحبت و تحقیق کرده و موضوع مطرح‌شده را نیز بهتر درک کنند.

با این اوصاف خودتان را باز هم باهوش می‌دانید؟

منبع: citehr

+ نوشته شده توسط Ahmad Esamili در دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 و ساعت 9:12 قبل از ظهر |
v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} Normal 0 false false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} Normal 0 false false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

Me: Gender, Conversation Dominance, and Listener Bias

   Women in Astronomy Blog.

http://m.c.lnkd.licdn.com/mpr/mpr/p/5/005/06f/21e/0343a4c.jpg

I've lost track of the number of times I've experienced the following scenarios:

1) During a heated discussion―speaking clearly and out loud―I say something that no one appears to hear. A man repeats it minutes, maybe seconds later, to accolades and group discussion.

2) I am participating in a group interview of a candidate. When he answers questions he looks directly at the men in the room, but never or rarely looks at me―even when I was the one to ask the question. He asks questions of the men only―even questions which I am clearly the most appropriate person to address.

3) I am at a party. The topic of physics (or cosmology, or data science) comes up. A male I have just met proceeds to explain to me a New York Times article he has read on the subject. I mention that I have my PhD and I'm an expert on the topic. Instead of using this as an opportunity to ask me questions and learn from me, he continues talk about what he knows. Bonus points: He turns to my boyfriend―who isn't a physicist or a data scientist―and asks him questions about the topic.

4) I am part of a male-dominated discussion. I keep trying to participate but repeatedly get interrupted and talked-over. The only way to be heard is to interrupt back, talk-over people myself, or call out the behavior and ask people to let me finish. All of these feel overly aggressive and make me uncomfortable, so I end up remaining silent, not contributing to the discussion.

Of course there are plenty of men who do not behave this way, many conversations that don't go this way―but there are many that do. I suspect that introverts also experience some of the above challenges regardless of their gender or race. When you add race to the equation the incidence of this marginalization is even higher. Interrupting, ignoring, over-talking, and dismissing also happen as the result of difference in class and social status, but research shows that gender is a dominant factor in this dynamic.

And it's not just men who marginalize.

After reading about gender-bias and conversation dominance in the classroom, I asked for a peer to observe a physics class I was teaching and keep track of the discussion time I was giving to various students along with their race and gender. In this exercise, I knew I was being observed and I was trying to be extra careful to equally represent all students―but I STILL gave a disproportionate amount of discussion time to the white male students in my classroom (controlling for the overall distribution of genders and races in the class). I was shocked. It felt like I was giving a disproportionate amount of time to my white female and non-white students.

Even when I was explicitly trying, I still failed to have the discussion participants fairly represent the population of the students in my classroom.

This is a well-studied phenomena and it's called listener bias. We are socialized to think women talk more than they actually do. Listener bias results in most people thinking that women are 'hogging the floor' even when men are dominating.

And, studies show again and again that men are usually dominating. As Soraya Chemaly discusses in this article:

As adults, women's speech is granted less authority and credibility. We aren't thought of as able critics or as funny. Men speak more, more often, and longer than women in mixed groups (classrooms, boardrooms, legislative bodies, expert media commentary and religious institutions.) Indeed, in male-dominated problem solving groups including boards, committees and legislatures, men speak 75% more than women, with negative effects on decisions reached. That's why, as researchers summed up, "Having a seat at the table is not the same as having a

 

+ نوشته شده توسط Ahmad Esamili در پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 و ساعت 5:45 بعد از ظهر |
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

لوئیجی دلاپانته تفنگ شکاری همسایشان را قرض گرفت تا به شکار برود تا شاید با شکاری خانواده ۸ نفره گرسنه خود را سیر کند.
از این جمع پسر ۱۰ ساله او آندره آ گفته بود که حاضر است گرسنه بماند و بمیرد ولی از گوشت حیوان شکار شده نخورد و این عقیده خود را دیشب به پدرش گفته بود . ولی لوئیجی چاره ای دیگر نداشت.

 

از میان انبوه درختان جنگل ، رنگ خوشرنگ قهوه ای گوزنی را دید و گوشه ای کوچک از شاخ سفید او را . پس بیدرنگ نشانه گرفت و شلیک کرد و مطمئن از اینکه شکار را زده سگ پشمالو و تنبل خودش به اسم کاتی را باز کرد تا محل شکار را پیدا کند .

 

بدنبال سگش راه افتاد نزدیک محل که شد، قطرات خون را دید و نزدیک و نزدیکتر …

اما سگش دیگر جلوتر نمی رفت و لوئیجی از ترس اینکه مبادا اشتباها گراز یا خرسی را زخمی کرده و این دو حیوان اگر زخمی شوند بسیار خطرناکند همانجا ماند تا اینکه صدای ناله ای شنید صدای انسانی زخمی . با شتاب جلوتر رفت و پسرش آندره آ را نیمه جان یافت با کت بلندش به همان رنگ قهوه ای رنگ و کاغذی خون آلود در دستش .

پدر و پسر فرصت رد وبدل کردن حرفی را پیدا نکردند و آندره آ در دم جان سپرد . پسر انگار فقط می خواست فقط یکبار دیگر چهره پدر را ببیند . پس از لحظاتی حزن آلود و معلوم لوئیجی کاغذ را از دست پسرش گرفت . کاغذی رسمی از روزنامه کوریره دلا سرا بدین مضمون جناب آقای لوئیجی دلاپانته نظر به اینکه داستان گوزن سرزمین من پسر شما آندره آ در جشنواره داستان نویسی ناحیه میلان حائز رتبه اول شده و جایزه ۲۰۰۰۰ یورویی این مسابقه را از آن خود کرده خواهشمند است جهت دریافت جایزه به همراه آندره آ در سوم ژوئن در سالن روزنامه در میلان حضور بهم رسانید در ضمن بلیطهای رفت و برگشت برای شما فرستاده شده است .

در ضمن در کنار داستان زیبای پسرتان نامه ای هم بود از وضع بسیار بد مادی خانواده شما که این روزنامه افتخار دارد تا شما را برای دفتر پذیرش آگهی این روزنامه در جنوا استخدام نماید با شرط اینکه تمامی داستانهای آندره آ تا سن بیست سالگی در انحصار روزنامه برای چاپ باشد .

 

 

 

 

 

داستان کوتاه عبرت آموز

 

 

 


ﺷﺒﻲ ﻣﺎﺭ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻛﺎﻥ ﻧﺠﺎﺭﻱ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﻱ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻥ ﻏﺬﺍ.
ﻭ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﺠﺎﺭ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﻭﺳﺎﻳﻞ ﻛﺎﺭﺵ ﺭﺍ
ﺭﻭﻱ ﻣﻴﺰ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ ﺍﻥ ﺷﺐ ﻫﻢ ﺍﺭﻩ ﻛﺎﺭﺵ ﺭﻭﻱ ﻣﻴﺰ ﺑﻮﺩ ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭ ﻛﻪ
مار
ﮔﺸﺘﻲ ﻣﻴﺰﺩ ﺑﺪﻧﺶ ﺑﻪ ﺍﺭﻩ ﮔﻴﺮ ﻣﯿﻜﻨﺪ ﻭ ﻛﻤﻲ ﺯﺧﻢ ﻣﻴﺸﻮﺩ.
ﻣﺎﺭ ﺧﻴﻠﻲ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺍﺭﻩ ﺭﺍ ﮔﺎﺯ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ
ﻛﻪ ﺳﺒﺐ ﺧﻮﻧﺮﻳﺰﻱ ﺩﻭﺭ ﺩﻫﺎﻧﺶ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺍﻭ ﻧﻤﻴﻔﻬﻤﺪ ﻛﻪ ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﻲ
ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ
ﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺍﺭﻩ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﻭ ﻣﺮﮔﺶ ﺣﺘﻤﻲ ﺳﺖ ﺗﺼﻤﻴﻢ
ﻣﻴﮕﯿﺮﺩ
ﺑﺮﺍﻱ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺩﻓﺎﻉ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺷﺪﻳﺪﺗﺮ ﺣﻤﻠﻪ ﻛﻨﺪ
ﻭ ﺩﻭﺭ ﺍﺭﻩ ﺑﺪﻧﺶ ﺭﺍ ﭘﻴﭽﺎﻧﺪ ﻭ ﻫﻲ ﻓﺸﺎﺭ ﺩﺍﺩ . ﻧﺠﺎﺭ ﺻﺒﺢ ﻛﻪ ﺁﻣﺪ
ﺭﻭﻱ ﻣﻴﺰ ﺑﺠﺎﯼ ﺍﺭﻩ ﻻﺷﻪﺀ ﻣﺎﺭﻱ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺯﺧﻢ ﺁﻟﻮﺩ ﺩﻳﺪ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﻭ ﻓﻘﻂ
ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺑﻴﻔﻜﺮﻱ ﻭ ﺧﺸﻢ ﺯﻳﺎﺩ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺍﺣﻴﺎﻧﺎ ﺩﺭﻟﺤﻈﻪ ﺧﺸﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﻧﺠﺎﻧﻴﻢ ﺑﻌﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ
ﻣﻴﺸﻮﻳﻢ
ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻧﺠﺎﻧﺪﻩ ﺍﻳﻢ ﻭ ﻣﻮﻗﻌﻲ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﺩﺭﻙ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻛﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﺩﻳﺮ
ﺷﺪﻩ ...
ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮﺍﺣﺘﻴﺎﺝ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﻲ ﻛﻨﻴﻢ
ﺍﺯ ﺍﺗﻔﺎﻗﻬﺎ؛ﺍﺯﺁﺩﻣﻬﺎ؛ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎ؛ﮔﻔﺘﺎﺭﻫﺎ؛
ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻳﺎﺩ ﺩﻫﻴﻢ ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﻲ ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ ﻭ ﺑﺠﺎ.
ﭼﻮﻥ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﻱ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺭﻭﺑﺮﻭﻳﺶ ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﻭﺍﻋﺘﺮﺍﺽ
ﻛﻨﻲ

 

 

 

بخونین باحاله !!!

 

 

 


دانشجوى پسرى كه درس منطق رو افتاده بود از استاد پرسيد:واقعا خودتون درس منطق رو بلديد استاد گفت:بله. دانشجو گفت:پس من سؤالى ميپرسم اگه تونستيد جواب بديد كه هيچى اما اگه نتونستيد بايد نمره قبولى بهم بدين.استاد با اعتماد به نفس كامل قبول كرد. دانشجو ميگه:اون چيه كه منطقى هست ولى قانونى نيست قانونى هست ولى منطقى نيست و اينكه نه قانونيه نه منطقى. استاد فكر ميكنه ميبينه نميتونه جواب بده نمره قبولى رو به پسر ميده بعد از چند هفته استاد به پسره زنگ ميزنه ميگه خوب جوابش چى ميشد

 

 

 

 پسر ميگه: شما 60سالتونه با يه زن 35 ساله ازدواج كردين قانونى هست 

 

 

 

ولى

 


منطقى  نيست .زنتون با يه پسر 25 ساله رابطه داره قانونى نيست ولى منطقيه و اينكه شما به معشوقه همسرتون نمره قبولى داديد كه نه منطقيه نه قانونى....

 

 

 

 

 

 

 


یادت باشه تا خودت نخوای هیـچ کس نمیتونه زندگیتو خراب کنه

 

🌿

 


یادت باشه که آرامش رو باید تو وجود خودت پیدا کنی

 

🌿

 


یادت باشه خدا همیشه مواظبته

 

🌿

 


یادت باشه همیشه ته قلبت یه جایی برای بخشیدن آدما بگذاری ....        

 

🌿

 


منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش...اشکهایت را با دستهای خودت پاک کن؛همه رهگذرند

 

🌿

 


زبان استخوانی ندارد اما آنقدر قوی هست که بتواند قلبی را بشکند
مراقب حرفهايمان باشيم 

 

🌿🌿

 


گاهی در حذف شدن كسي از زندگيتان حكمتي نهفته است. اينقدر اصرار به برگشتنش نکنید

 

🌿🌿

 


آدما مثل عکس هستن،زیادی که بزرگشون کنی کیفیتشون میاد پایین

 

🌿

 


زندگی کوتاه نیست،
مشکل اینجاست که ما زندگی را دیر شروع میکنیم

 

🌿

 


دردهایت را دورت نچین که دیوارشوند،
زیرپایت بچین که پله شوند…

 

🌿

 


هیچوقت نگران فردایت نباش،
خدای دیروز و امروزت،فرداهم هست…

 

 

 

🌿

 


ما اولين دفعه است که تجربه بندگي داريم ولى اوقرنهاست که خداست…

 

🌿🌿🌿

 


فردایتان پر از توفیق بندگی

 

 

 

 

 

 

 

           

 

يکی از همکلاسی های دوره دبستان رو دم دانشگاه دیدم،داشتیم گپ می زدیم که دوتا دختر که ازشون بدم میومد از در دانشگاه اومدن بیرون...

 

گفتم: اه..! باز این عن اومد!

 

گفت: اون خواهرمه!

 

سریع گفتم: نه! اون یکی!

 

گفت: اونم زنمه!!!

 

از اونی که روز ازل شانس پخش میکرده شخصاً متشکرم !

 

 

 

**********************************

 

به يارو مي‌گم:

 

از اينجا چطوري ميشه برم ميدون خراسون ؟؟!!!

 

ميگه: بايد بپرسي !!!

 

بهش گفتم :

 

پس به نظرت من الان دارم جفت گیری می کنم ؟!!

 

 

 

**********************************

 

 

 

خدایا مخلصتم…….!

 

یه نگاه بنداز ببین کسی با برگ برنده ی مادلمه درست نکرده ؟؟؟؟

 

 

 

**********************************

 

میدونین چرا مردا عینک آفتابی میزنن ؟

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

7% : بخاطر نور خورشید

 

23% : بخاطر اینکه ظاهر باحالی داشته باشن

 

70% : نمیخوان بقیه بدوونن دارن به کجا نگاه میکنن!!!

 

 

 

**********************************

 

خیلی دوست دارم یکی بهم بگه: “قدر این روزاتونو بدونید”

 

بعد بزنم پس گردنش و بگم دقیقا کدوم روزا..؟

 

نشون بده با دست!

 

 

 

**********************************

 

یه تبلیغ شامپو گلرنگ هست که پدره میگه :

 

 

 

تو خونه ما پسرم موهای نرم خوش حالتی داره،

 

دخترم موهای مواج زخیمی داره ،

 

خانومم موهای لخت و نرمی داره

 

و موهای خود من هم خشک و زبر هست

 

اما همه ما با شامپو گلرنگ موهامون رو میشوریم

 

چون برای هر نوع مویی مناسبه

 

 

من خواستم از پشت همین تریبونبه این پدر زحمت کش بگم:

 

هرچند این شامپوها خیلی خوب هستندولی شما با خانوم بچه ها یه روز بریدآزمایش ژنتیک بدی زیادم بد نیست ؛

 

 

 

والا این همه تنوع زیاد منطقی نیستا !!!!

 

 

 

**********************************

 

 

 

اینجا ؛ همه ی نسل ها ؛ نسل سوخته هستند ...

 

فقط درصد سوختگی فرق می کند و محــلّ سوختگی ...

 

 

 

**********************************

 

 

 

ميگن تو بهشت یه قسمتی هست که دخترای کم حجاب سوار یه ون میشنمیرن خیابون به گشت ارشاد گیر میدن ....!

 

 

 

**********************************

 

عدم امنيت يعني:

 

توي يه توالت باشي که

 

فاصله سنگ توالتش تا در بيش از 1 متر باشه ،درش قفل نداشته باشه و به بيرون باز بشه..!!

 

 

 

**********************************

 

هربار از بيرون ميام بابام ميپرسه كجا بودي،

 

منم هربار ميگم: بيرون بودم.

 

بعدش ديگه هيچي نمي پرسه.

 

دوست داره فقط مطمئن شه خونه نبودم!!

 

 

 

**********************************

 

روایت هست تو بهشت بنزین لیتری ۵۰۰ ریاله …

 

اونم عمرا اگه فرشته ها بزارن حساب کنی

 

 

 

**********************************

 

اعتراف می کنم بچه که بودم و تازه مسواک زدن رو یاد گرفته بودم،موقع مسواک زدن به جای اینکه مسواک رو تکون بدم،سرم رو با شدت در جهات مختلف تکون می دادمو مسواک رو همینطور ثابت نگه می داشتم...!

 

اعتراف می کنم تا یه ربع بعد مسواک زدن سرم گیج می رفت!

 

 

 

**********************************

 

وقتی یه زن نظر شما رو میپرسه ،

 

در واقع نمیخواد نظرتوون رو بدونه فقط میخواد نظر خودش رو با یه صدای مردوونه هم بشنونه :)))

 

 

 

 

 

**********************************

 

روایت هست که توماس ادیسون تا 12 سالگی خِنگ بودهاما مادرش همیشه بهش می گفته که روزی تو مرد بزرگی میشی و همینطور هم شد!!!

 

اما ما از بچگی اگه اّنیشتین هم باشیم از بس پدرو مادرمون میگن: "تو هیچ پُخی نمیشی"

 

آخرش با کلی ترفیعِ درجه میشیم همون پُـــــــخ :-))))

 

 

 

**********************************

 

 

 

از مزایای اینترنت در ایران اینه که می‌تونید در زمان لود شدن بريد توالتو حتي حموم !

 

شنیدم يكي از فاميلامون تو اين فاصله بچه دارشد :))

 

 

 

**********************************

 

 

 

رفته بودم امتحان تو شهري براي گواهينامه...اولش افسره اومد خودي نشون بده...گفت:همه تون جمع شين...من اينجا با هيچکي تعارف ندارم... هيچکس رو هم الکي قبول نمي کنم چون بعدا دربرابر جون شما مسئولم... هفته قبل رفته بودم سر صحنه تصادف براي کارشناسي...راننده مي خواسته تراک آهنگ سي دي رو عوض کنه و خودش و همه خانوادش رفتن تو دره و ماشين منفجر شد..فقط تيکه هاي بدنشون رو بايد جمع مي کردي..هيچي ازشون نمونده بود.

 

منم اومدم مثلا خودشيريني کنم بگم خيلي حواسم به سخنراني شماست.. گفتم: ببخشيد سرکار اگه همشون که درجا مردن اونوقت جنابعالي از کجا فهميديد مي خواسته تراک عوض کنه.......يعني جمعيت منفجر شد از خنده

 

گفت: تو بيا بيرون.. کارتکست ام بيار... يه خطي روش کشيد گفت تا 3 ماه ديگه اينجا نبينمت...

 

بچه ها به نظر شما مگه من چکار کردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده توسط Ahmad Esamili در یکشنبه هشتم تیر 1393 و ساعت 8:16 بعد از ظهر |

آموزش کسب نمره از اساتید دانشگاه/ویژه دانشجویان

آموزش کسب نمره از اساتید دانشگاه/عکس

حکایت استاد و دانشجو از آن حکایت‌های پندآموزی است که عموماً از آن اطلاع داریم. در این بین از روش‌های مختلفی برای کسب نمره استفاده می‌شود که ناشیانه‌ترین راه، همان درس خواندن است که هم کودکانه بوده و هم وقت‌گیر است و مخصوص بچه‌های لوس!

دانشجو اگر دانشجو باشد، همه تلاش خود را می‌کند تا در روز امتحان، با استفاده از زور بازو (جهت در دست گرفتن خودکار) و توان ذهنی (جهت روانی طبع و نوشتن بعضی موارد خاص!) نمره خودش را از استاد بگیرد و بی‌خودی درس نخواند.

در این بین روش‌های مختلفی برای کسب نمره وجود دارد که چند نمونه آن در زیر نمایش داده می‌شود:

روش نخست:

آه و ناله و قسم دادن استاد

varagh[WwW.Kamyab.IR]

مهندس این چهارمین بارِ که استاتیک می‌گیرم …………..
در این روش که بیشتر مورد استفاده آقاپسرهای دانشجو کاربرد دارد، باید عین شیر! سرتان را بالا گرفته و عین مرد اقدام به التماس و خواه شو تمنا کنید تا مشکلت‌تان حل شود! البته بعضی اساتید چندان دل‌رحم نیستند و دلشان نمی‌سوزد. لذا احتمال موفقیت در این روش، کمتر از ۵۰ درصد است!

روش دوم:

پاچه‌خاری
varagh2[WwW.Kamyab.IR]

در این روش می‌توانید به معجزه محبت پی ببرید!

دانشجویان محترم دقت داشته باشند به یک نکته بسیار مهم. ممکن است یادمان برود که جواب فلان سوال چیست اما عمراً محبت کردن را فراموش کنیم! لذا کاری نداشته باشید که دیگران ممکن است شما را به‌‌عنوان چاپلوس و پاچه‌خار خطاب کنند! همه‌جا آدم حسود پیدا می‌شود زیاد به این حرف‌ها اعتنا نکنید اگر نمره می‌خواهید.

روش سوم:

از همه داشته‌هایتان استفاده کنید

در این روش به محض اطلاع از ندانستن جواب سوال، اول خونسردی خود را حفط کنید دوم نبازید خودتان را و سوم هر چی به ذهن‌تان آمد بنویسید و آخرش سه تا نقطه بگذارید و آخرش هم امیدوار باشید به اینکه استاد گول می‌خورد و نمره کامل سوال را به شما می‌دهد.

varagh3[WwW.Kamyab.IR]
روش چهارم:
مجموعه سه روش قبلی

varagh4[WwW.Kamyab.IR]
اجرای این روش نیازمند تبحر خاصی است که از دانشجویان قدیمی و آنها که ۱۰ سال وقت نیاز دارن جهت گرفت یک فوق‌دیپلم برمی‌آید.

در روش فوق هم باید محبت کنید (دقت کنید محبت نه پاچه‌خاری) هم از تمام داشته‌هایتان استفاده کنید. آه و ناله را هم به صورت مستتر و زیرپوستی انجام دهید تا اثرات منفی احتمالی آن بر روی استاد را خنثی کرده باشید.

+ نوشته شده توسط Ahmad Esamili در سه شنبه دهم بهمن 1391 و ساعت 1:0 بعد از ظهر |


12 دروغـی که نباید به خـودمان بگـوییم!

بدترین دروغ دروغی است که ناخودآگاهانه به خودمان می گوییم، در ذهنمان ریشه می دواند و تأثیرات بیرونی بد و تفکرات منفی بر جای می گذارد. پس دفعه بعدی که تصمیم گرفتید زندگیتان را خانه تکانی و دور و برتان را خلوت کنید از ذهن شروع کنید ، دروغ های قدیمی و حدیث نفس های منفی را که با خود می گفتید از فکرتان بیرون کنید.

دروغ گفتن اشتباه است اما دروغ گفتن به خود گناهی است نابخشودنی!

در ادامه به ۱۲ مورد از این دروغ های مخرب که هر چه زودتر باید ترک شود اشاره می کنیم:


web counter

۱) هنوز دلیلی برای شادی در زندگی ام ندارم.
در هر اشتباه یا درگیری ای پیامی نهفته است. بعضی از مردم پیام را در نمی یابند چون یا در حال پرخاشگری با خودشان هستند که چرا اشتباه کرده اند یا از آن مسئله و درگیری بیش از حد ناراحت شده اند. وقتی از نداشتن ها در زندگی عصبانی می شوی در واقع خود را از لذت آن چه داری محروم می کنی. شادترین مردم لزوماً خوشبخت ترین آن ها نیستند و از هرچیزی بهترینش را ندارند آن ها فقط از آن چه دارند نهایت استفاده را می برند. دلیل آن که بسیاری از مردم دست از تلاش و کوشش می کشند آن است که یا به آن چه از دست رفته خیره شده اند! یا به درازی راهی که در پیش دارند فکر می کنند درحالیکه می توانند به حال و مسافتی که پیموده اند بیاندیشند.

۲) رؤیاها غیر ممکن اند!
هرگز اجازه ندهید کسانی که خودشان دست از رؤیاهایشان کشیده اند شما را تحت تأثیر قراردهند. بهترین کاری که می توانی انجام دهی آن است که پیرو قلبت باشی! ریسک کن! به دنبال انتخاب های امن و راحت نباش، از آن چه ممکن است اتفاق بیافتد نهراس. هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. اگر به راهت ادامه دهی به آن چه می خواهی می رسی. بگذار رؤیاهایت بزرگتر از ترس هایت باشند و عملت از سخنت گویاتر. هرروز کاری انجام بده که بعدها به خاطرش از خودت ممنون باشی.

۳) افرادی هستند که مرا آزار می دهند.
زندگی کوتاه است. مراقب خودت باش. اگر کسانی هستند که دائماً آزارت می دهند باید آنقدر برای خودت ارزش قائل باشی که آن ها را ترک کنی. ممکن است در ابتدا ضربه بخوری ولی درست خواهد شد. گاهی دوری گزیدن نه تنها نشانه ضعف نیست بلکه نشانه ی نهایت قدرت است. دور نشده ای که دیگران ارزشت را بدانند، از آن ها دور شده ای چون سرانجام خودت ارزش خودت را دانسته ای.

۴) ناکامی هایم همه اتلاف وقت بوده اند.
افرادی هستند که در زندگی تو نگنجیده اند، اما هیچ کدام از آن ارتباطات اتلاف وقت نبوده. اگر آن چه می خواسته ای از آن ها به دست نیاورده ای در عوض آن چه نمی خواسته ای را به تو آموخته اند. دوستانمان را از دست نمی دهیم فقط کم کم یاد می گیریم که چه کسانی به دردمان می خورند. هرگز کسی را وادار نکن که جایی برایت در زندگی اش باز کند چون اگر ارزشت را بداند خودش مطمئناً این کار را خواهد کرد. به خاطر داشته باش وقتی شرایط خوب است دوستان تو را می شناسند و هنگامی که اوضاع ناجور می شود این تو هستی که دوستان واقعی ات را می شناسی.

۵) شرایط هرگز بهتر نمی شود.
هیچ انسانی در دنیا وجود ندارد که بدون هرگونه اشتباهی با همه مسائل زندگی روبرو شود. اصلاً شیوه ی آفرینش ما این گونه نیست. در عوض انسان برای عصبانیت، ناراحتی، آزار، خطا و زمین خوردن ساخته شده است. این ها همه بخشی از زندگی هستند، رویارویی با مشکلات، آموختن، دگرش و حل آن مشکلات. در گذر زمان این ها چیزهایی هستند که سرانجام آن چه باید باشیم را از ما می سازند.
وقتی خودت را در تنهایی محبوس می بینی و نمی توانی خودت را از ظلمت رها کنی به خاطر داشته باش که آن ظلمت همانند مکانی است که بال های کرم ابریشم در آن رشد می کند و پروانه می شود. امروز روز خوبی نیست این به این معنی نیست که فردا نمی تواند بهترین روز زندگیت باشد. فقط باید بخواهی تا به آن برسی.

۶) شکست بد است.
گاهی باید بارها شکست بخوری تا سرانجام پیروز شوی. مهم نیست چندبار اشتباه کرده ای یا چقدر آرام به جلو می روی تو از تمام کسانی که تلاش نمی کنند جلوتر هستی.
وقتی شکست می خوری آن چنان درگیر آن نشو که فرصت های بعدی را هم از دست بدهی. ایده هایی که به کار نمی آیند سنگریزه هایی هستند در مسیر ایده ای که به بار خواهد نشست. و به خاطر داشته باش شکست زمین خوردن نیست شکست یعنی زمین نشستن درحالیکه می توانی بلند شوی و ادامه دهی. همیشه سریع بلند شو و به راهت ادامه بده!

۷) اتفاقات خوب بدون هیچ تلاشی رخ خواهند داد!
همانی هستیم که انتخاب می کنیم باشیم! قرار نیست کسی ما را نجات دهد، خودت ناجی خودت باش. قرار نیست چیزی به ما بدهند، باید بیرون بروی و آن را بدست آوری. هیچ کس جز خودت نمی داند چه می خواهی و اگر به دستش نیاوری هیچ کس به اندازه ی خودت شرمگین نمی شود. کلید خوشبختی را در جیب دیگران نگذار و منتظر نباش دیگران زندگی رؤیائیت را بسازند. معمار و نگهبان شادکامیت باش. هرچه بیشتر در مقابل گذشته و حال مسئول باشی به همان اندازه قادر خواهی بود آینده ی دلخواهت را بسازی.

۸) گذشته ام ۱۰۰ درصد گواه بر آینده ام است.
همه ی ما در برهه هایی از زندگی اشتباهاتی کرده ایم. گاهی به دیگران اجازه می دهیم از ما سوء استفاده کنند یعنی پذیرفته ایم که بی ارزش باشیم، سنگفرش دیگران شده ایم از ما عبور کرده اند و به راحتی فراموش شده ایم. ولی نباید از هیچ لحظه ی آن پشیمان یا شرمگین باشیم، زیرا از هریک از انتخاب های غلطمان نکته ای آموخته ایم. یاد گرفته ایم که به چه کسانی اعتماد کنیم و از چه کسانی روی گردان باشیم، معنای دوستی را آموخته ایم بلدیم با دروغ گوها چگونه رفتار کنیم! و با دوستان مخلص چگونه کنار بیاییم. می دانیم چگونه خودمان باشیم میدانیم چگونه از افراد بزرگ و اتفاقات نیک در زندگیمان استقبال کنیم. اگرچه چیزهایی هستند که هرگز درنمی یابیم، اکنون برای دفعه بعد و آن چه در آینده رخ خواهد داد آماده تر هستیم.

۹) نیازی به ملاقات با افراد جدید نیست.
شاید این تفکر آزاردهنده باشد اما نمی توانیم تا ابد همه ی دوستانمان را حفظ کنیم. افراد و همچنین اولویت های ما دگرش می یابند. برخی ارتباطات رنگ می بازند و برخی جان می گیرند و رشد می کنند. به استقبال ارتباطات جدید برو و بگذار افراد قدیمی که دیگر به کارت نمی آیند دورتر و دورتر شوند. به قضاوت هایت اعتماد کن. با آغوش باز به آدم های جدید در زندگیت خوشامد بگو و بدان با این کار به قلمروهای جدید و ناشناخته پا می گذاری! بیاموز! برای مقابله با چالش های پیش رو آماده باش و آماده باش روزی کسی را ملاقات کنی که زندگی ات را برای همیشه تغییر خواهد داد.

۱۰) بدون رفتگانم نمی توانم به زندگی ادامه دهم.
اگر کسی وارد زندگیت شد و حضورش اثرات مثبتی داشت ولی به علتی در کنارت نماند بیش از حد عجز و لابه نکن! خوشحال و شکرگزار باش که برای مدتی مسیر زندگیتان در هم گره خورده است و از حضورش لذت برده ای حتی اگر این مدت کوتاه بوده است. زندگی یعنی دگرش. مردم می آیند و می روند برخی بازمی گردند و برخی نه! و باز هم همه چیز آرام و عادی است. چون یک نفر بازگشته است دلیلی ندارد که بقیه افرادی که در کنارت هستند را فراموش کنی و نبینی. قدر آن چه داری را بدان و به خاطراتت لبخند بزن.

۱۱) آماده نیستم! هنوز به اندازه ی کافی خوب نیستم.
وقتی فرصتی به انسان رو می کند بدان که هیچ کس ۱۰۰ درصد آماده ی بهره برداری از آن نیست. زیرا بیشتر فرصت ها در زندگی، ما را به رشد و نمو در فضاهایی غیر از راحتی و آرامش وامیدارند. و این یعنی در زمان رویارویی با آن فرصت آرامشی وجود ندارد. خودت را سرزنش نکن همه چیز در آینده درست خواهد شد. به استقبال این رشد و تعالی برو! اینکه در آینده بهتر می شوی به این معنی نیست که الان خوب نیستی این یعنی اینکه در آینده پیشرفت خواهی کرد، خودت را عاشقانه دوست خواهی داشت و به زندگی خواهی پرداخت. باید قلبت را مداوا کنی ذهنت را بازتر و بازتر کنی و آن چه داری با دیگران تقسیم کنی. تو آماده ای! فقط شروع کن!

۱۲) هنوز وقت هست.
در پایان از انجام آن چه انجام داده ای به اندازه ی آن چه انجام نداده ای اظهار ندامت نکن. به این خطوط اعتماد کن. به عقب برگرد و بگو “باور کردنی نیست! من انجامش دادم!” نه “ای کاش…” همیشه بگو” چه خوب…” نه ” اگر…”. چه بهتر که عمری داشته باشی سراسر خطا و از هر خطا تجربه و درسی گرفته باشی تا اینکه قلبی داشته باشی پر از ندامت و خالی از رؤیاهای زیبا!

+ نوشته شده توسط Ahmad Esamili در سه شنبه دهم بهمن 1391 و ساعت 12:58 بعد از ظهر |


12 دروغـی که نباید به خـودمان بگـوییم!

بدترین دروغ دروغی است که ناخودآگاهانه به خودمان می گوییم، در ذهنمان ریشه می دواند و تأثیرات بیرونی بد و تفکرات منفی بر جای می گذارد. پس دفعه بعدی که تصمیم گرفتید زندگیتان را خانه تکانی و دور و برتان را خلوت کنید از ذهن شروع کنید ، دروغ های قدیمی و حدیث نفس های منفی را که با خود می گفتید از فکرتان بیرون کنید.

دروغ گفتن اشتباه است اما دروغ گفتن به خود گناهی است نابخشودنی!

در ادامه به ۱۲ مورد از این دروغ های مخرب که هر چه زودتر باید ترک شود اشاره می کنیم:


web counter

۱) هنوز دلیلی برای شادی در زندگی ام ندارم.
در هر اشتباه یا درگیری ای پیامی نهفته است. بعضی از مردم پیام را در نمی یابند چون یا در حال پرخاشگری با خودشان هستند که چرا اشتباه کرده اند یا از آن مسئله و درگیری بیش از حد ناراحت شده اند. وقتی از نداشتن ها در زندگی عصبانی می شوی در واقع خود را از لذت آن چه داری محروم می کنی. شادترین مردم لزوماً خوشبخت ترین آن ها نیستند و از هرچیزی بهترینش را ندارند آن ها فقط از آن چه دارند نهایت استفاده را می برند. دلیل آن که بسیاری از مردم دست از تلاش و کوشش می کشند آن است که یا به آن چه از دست رفته خیره شده اند! یا به درازی راهی که در پیش دارند فکر می کنند درحالیکه می توانند به حال و مسافتی که پیموده اند بیاندیشند.

۲) رؤیاها غیر ممکن اند!
هرگز اجازه ندهید کسانی که خودشان دست از رؤیاهایشان کشیده اند شما را تحت تأثیر قراردهند. بهترین کاری که می توانی انجام دهی آن است که پیرو قلبت باشی! ریسک کن! به دنبال انتخاب های امن و راحت نباش، از آن چه ممکن است اتفاق بیافتد نهراس. هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. اگر به راهت ادامه دهی به آن چه می خواهی می رسی. بگذار رؤیاهایت بزرگتر از ترس هایت باشند و عملت از سخنت گویاتر. هرروز کاری انجام بده که بعدها به خاطرش از خودت ممنون باشی.

۳) افرادی هستند که مرا آزار می دهند.
زندگی کوتاه است. مراقب خودت باش. اگر کسانی هستند که دائماً آزارت می دهند باید آنقدر برای خودت ارزش قائل باشی که آن ها را ترک کنی. ممکن است در ابتدا ضربه بخوری ولی درست خواهد شد. گاهی دوری گزیدن نه تنها نشانه ضعف نیست بلکه نشانه ی نهایت قدرت است. دور نشده ای که دیگران ارزشت را بدانند، از آن ها دور شده ای چون سرانجام خودت ارزش خودت را دانسته ای.

۴) ناکامی هایم همه اتلاف وقت بوده اند.
افرادی هستند که در زندگی تو نگنجیده اند، اما هیچ کدام از آن ارتباطات اتلاف وقت نبوده. اگر آن چه می خواسته ای از آن ها به دست نیاورده ای در عوض آن چه نمی خواسته ای را به تو آموخته اند. دوستانمان را از دست نمی دهیم فقط کم کم یاد می گیریم که چه کسانی به دردمان می خورند. هرگز کسی را وادار نکن که جایی برایت در زندگی اش باز کند چون اگر ارزشت را بداند خودش مطمئناً این کار را خواهد کرد. به خاطر داشته باش وقتی شرایط خوب است دوستان تو را می شناسند و هنگامی که اوضاع ناجور می شود این تو هستی که دوستان واقعی ات را می شناسی.

۵) شرایط هرگز بهتر نمی شود.
هیچ انسانی در دنیا وجود ندارد که بدون هرگونه اشتباهی با همه مسائل زندگی روبرو شود. اصلاً شیوه ی آفرینش ما این گونه نیست. در عوض انسان برای عصبانیت، ناراحتی، آزار، خطا و زمین خوردن ساخته شده است. این ها همه بخشی از زندگی هستند، رویارویی با مشکلات، آموختن، دگرش و حل آن مشکلات. در گذر زمان این ها چیزهایی هستند که سرانجام آن چه باید باشیم را از ما می سازند.
وقتی خودت را در تنهایی محبوس می بینی و نمی توانی خودت را از ظلمت رها کنی به خاطر داشته باش که آن ظلمت همانند مکانی است که بال های کرم ابریشم در آن رشد می کند و پروانه می شود. امروز روز خوبی نیست این به این معنی نیست که فردا نمی تواند بهترین روز زندگیت باشد. فقط باید بخواهی تا به آن برسی.

۶) شکست بد است.
گاهی باید بارها شکست بخوری تا سرانجام پیروز شوی. مهم نیست چندبار اشتباه کرده ای یا چقدر آرام به جلو می روی تو از تمام کسانی که تلاش نمی کنند جلوتر هستی.
وقتی شکست می خوری آن چنان درگیر آن نشو که فرصت های بعدی را هم از دست بدهی. ایده هایی که به کار نمی آیند سنگریزه هایی هستند در مسیر ایده ای که به بار خواهد نشست. و به خاطر داشته باش شکست زمین خوردن نیست شکست یعنی زمین نشستن درحالیکه می توانی بلند شوی و ادامه دهی. همیشه سریع بلند شو و به راهت ادامه بده!

۷) اتفاقات خوب بدون هیچ تلاشی رخ خواهند داد!
همانی هستیم که انتخاب می کنیم باشیم! قرار نیست کسی ما را نجات دهد، خودت ناجی خودت باش. قرار نیست چیزی به ما بدهند، باید بیرون بروی و آن را بدست آوری. هیچ کس جز خودت نمی داند چه می خواهی و اگر به دستش نیاوری هیچ کس به اندازه ی خودت شرمگین نمی شود. کلید خوشبختی را در جیب دیگران نگذار و منتظر نباش دیگران زندگی رؤیائیت را بسازند. معمار و نگهبان شادکامیت باش. هرچه بیشتر در مقابل گذشته و حال مسئول باشی به همان اندازه قادر خواهی بود آینده ی دلخواهت را بسازی.

۸) گذشته ام ۱۰۰ درصد گواه بر آینده ام است.
همه ی ما در برهه هایی از زندگی اشتباهاتی کرده ایم. گاهی به دیگران اجازه می دهیم از ما سوء استفاده کنند یعنی پذیرفته ایم که بی ارزش باشیم، سنگفرش دیگران شده ایم از ما عبور کرده اند و به راحتی فراموش شده ایم. ولی نباید از هیچ لحظه ی آن پشیمان یا شرمگین باشیم، زیرا از هریک از انتخاب های غلطمان نکته ای آموخته ایم. یاد گرفته ایم که به چه کسانی اعتماد کنیم و از چه کسانی روی گردان باشیم، معنای دوستی را آموخته ایم بلدیم با دروغ گوها چگونه رفتار کنیم! و با دوستان مخلص چگونه کنار بیاییم. می دانیم چگونه خودمان باشیم میدانیم چگونه از افراد بزرگ و اتفاقات نیک در زندگیمان استقبال کنیم. اگرچه چیزهایی هستند که هرگز درنمی یابیم، اکنون برای دفعه بعد و آن چه در آینده رخ خواهد داد آماده تر هستیم.

۹) نیازی به ملاقات با افراد جدید نیست.
شاید این تفکر آزاردهنده باشد اما نمی توانیم تا ابد همه ی دوستانمان را حفظ کنیم. افراد و همچنین اولویت های ما دگرش می یابند. برخی ارتباطات رنگ می بازند و برخی جان می گیرند و رشد می کنند. به استقبال ارتباطات جدید برو و بگذار افراد قدیمی که دیگر به کارت نمی آیند دورتر و دورتر شوند. به قضاوت هایت اعتماد کن. با آغوش باز به آدم های جدید در زندگیت خوشامد بگو و بدان با این کار به قلمروهای جدید و ناشناخته پا می گذاری! بیاموز! برای مقابله با چالش های پیش رو آماده باش و آماده باش روزی کسی را ملاقات کنی که زندگی ات را برای همیشه تغییر خواهد داد.

۱۰) بدون رفتگانم نمی توانم به زندگی ادامه دهم.
اگر کسی وارد زندگیت شد و حضورش اثرات مثبتی داشت ولی به علتی در کنارت نماند بیش از حد عجز و لابه نکن! خوشحال و شکرگزار باش که برای مدتی مسیر زندگیتان در هم گره خورده است و از حضورش لذت برده ای حتی اگر این مدت کوتاه بوده است. زندگی یعنی دگرش. مردم می آیند و می روند برخی بازمی گردند و برخی نه! و باز هم همه چیز آرام و عادی است. چون یک نفر بازگشته است دلیلی ندارد که بقیه افرادی که در کنارت هستند را فراموش کنی و نبینی. قدر آن چه داری را بدان و به خاطراتت لبخند بزن.

۱۱) آماده نیستم! هنوز به اندازه ی کافی خوب نیستم.
وقتی فرصتی به انسان رو می کند بدان که هیچ کس ۱۰۰ درصد آماده ی بهره برداری از آن نیست. زیرا بیشتر فرصت ها در زندگی، ما را به رشد و نمو در فضاهایی غیر از راحتی و آرامش وامیدارند. و این یعنی در زمان رویارویی با آن فرصت آرامشی وجود ندارد. خودت را سرزنش نکن همه چیز در آینده درست خواهد شد. به استقبال این رشد و تعالی برو! اینکه در آینده بهتر می شوی به این معنی نیست که الان خوب نیستی این یعنی اینکه در آینده پیشرفت خواهی کرد، خودت را عاشقانه دوست خواهی داشت و به زندگی خواهی پرداخت. باید قلبت را مداوا کنی ذهنت را بازتر و بازتر کنی و آن چه داری با دیگران تقسیم کنی. تو آماده ای! فقط شروع کن!

۱۲) هنوز وقت هست.
در پایان از انجام آن چه انجام داده ای به اندازه ی آن چه انجام نداده ای اظهار ندامت نکن. به این خطوط اعتماد کن. به عقب برگرد و بگو “باور کردنی نیست! من انجامش دادم!” نه “ای کاش…” همیشه بگو” چه خوب…” نه ” اگر…”. چه بهتر که عمری داشته باشی سراسر خطا و از هر خطا تجربه و درسی گرفته باشی تا اینکه قلبی داشته باشی پر از ندامت و خالی از رؤیاهای زیبا!

+ نوشته شده توسط Ahmad Esamili در سه شنبه دهم بهمن 1391 و ساعت 12:58 بعد از ظهر |