بنگاه‌داران موفق چگونه در جلسات B۲B حاضر می‌شوند؟

بنگاه‌داران موفق چگونه در جلسات B۲B حاضر می‌شوند؟

بنگاه‌داران موفق چگونه در جلسات B2B حاضر می‌شوند؟
 
+
 

چکیده: در ماه‌های اخیر شاهد رفت‌و‌آمد گروه‌های تجاری زیادی از بسیاری از کشورها به کشورمان بوده‌ایم. در این بین نقش اتاق‌های بازرگانی در نزدیک کردن شرکت‌های ایرانی به بازدیدکنندگان خارجی بدون شک پررنگ‌تر از هر زمان دیگری بوده است.

به گزارش ارنیکو به نقل از انجمن پلاستیک ایران در جلسات برگزار شده، به جای از دست دادن زمان برای صحبت‌های کلیشه‌ای طولانی، زمان قابل توجهی به برگزاری نشست‌های بنگاه-بنگاه (B۲B) در این مراکز اختصاص داده شده است.با شرکت در چند نشست بنگاه-بنگاه، با افرادی روبه‌رو شدم که متاسفانه به‌رغم تمایل زیاد برای یافتن شریک تجاری، با کمترین میزان آمادگی در این جلسات حضور پیدا کرده بودند. وقتی در این باره از شرکت‌های خارجی حاضر در جلسات سوال کردم، تردیدم در این زمینه بیش از پیش قوت گرفت.

بسیاری از مدیران اروپایی، این نکته را متذکر شدند که آنچه بیش از همه بنگاه‌های ایرانی به آنان پیشنهاد می‌کردند، ارائه خدمات (نظیر خدمات حقوقی، تبلیغات، واسطه‌گری و ...) بوده است. مدیرعامل یکی از شرکت‌های اروپایی برایم چنین توضیح داد: «هرچند این خدمات می‌توانند در آینده برایمان لازم و مفید باشند، اما هدف ما از شرکت در جلسات بنگاه-بنگاه اتاق بازرگانی، این نیست! ما به دنبال ملاقات با شرکت‌هایی هستیم که در زمینه مرتبط یا مشابه با ما فعالیت می‌کنند.» سوالی که در ذهن شکل می‌گیرد این است که اگر بنگاه‌داران ایرانی تا حد قابل قبولی برای شرکت در این جلسات خود را آماده نسازند، فرصت بی‌بدیلی که پیش روی‌شان قرار داده شده است را از دست خواهند داد.

برای یافتن نکات کلیدی که مدیران شرکت‌ها برای استفاده بهینه از جلسات بنگاه-بنگاه باید در نظر داشته باشند، به گفت‌وگو با پروفسور رالف واگنر، رئیس دانشکده اقتصاد دانشگاه کاسل پرداختم. رالف واگنر از سال‌ها قبل در زمینه «روابط مشتری و خریدار» تحقیقات گسترده‌ای انجام داده است. وقتی از او پرسیدم ملاقات‌های بنگاه-بنگاه تا چه حد می‌توانند به شروع یک رابطه تجاری منجر شوند، برایم چنین توضیح داد: «این موضوع به شدت به فرهنگ‌ها و سابقه همکاری‌ها بستگی دارد. برای مثال، آلمانی‌ها و آمریکایی‌ها، یک بار یکدیگر را ملاقات و همکاری خود را آغاز می‌کنند. پس از این شروع، طی سال‌ها، اعتماد بین طرفین رفته‌رفته بیشتر می‌شود و استحکام بیشتری می‌یابد. در عوض، چینی‌ها بارها قرار ملاقات می‌گذارند. احتمالا پس از چهارمین یا پنجمین قرار ملاقات - در صورتی که به این تعداد رسیده باشد - همکاری خود را با طرف مقابل آغاز می‌کنند.»

وی اعتقاد دارد هرچه دو طرف از فرهنگ یکدیگر شناخت بهتری داشته باشند، قطعا می‌توانند به روش بهتری ملاقات‌های تجاری خود را پیش ببرند و اضافه می‌کند: «میان فرهنگ‌ها تفاوت‌های عمده‌ای وجود دارد. مثال دیگر آن سطحی است که یک جلسه در آن برگزار می‌شود. اروپایی‌ها برای شرکت در ملاقات‌های بنگاه-بنگاه معمولا در عالی‌ترین سطوح شرکت، مدیران خود را به جلسه می‌فرستند. این مساله در مورد چینی‌ها برعکس است. مدیرعامل در جلسه آخر، برای اعلام تصمیم نهایی حضور پیدا می‌کند و سطح مسوولان حاضر در جلسات ابتدایی معمولا در حد کارشناس است. این موضوع از نظر اروپایی‌ها می‌تواند بی‌نزاکتی تلقی شود. البته در صورتی که شناخت کمی از فرهنگ طرف مقابل وجود داشته باشد.» احتمالا مهم‌ترین هدف جلسات بنگاه- بنگاه جلب اعتماد طرفین برای آغاز همکاری و ادامه گفت‌وگوها است. برای این منظور هر دو طرف لازم است به بهترین شکل ممکن خود را برای معرفی آماده کرده باشند. البته این تنها بخشی از آماده‌سازی است.

شرکت‌کنندگان باید تا آنجا که ممکن است، قبل از جلسه درباره بنگاه مقابل اطلاعات لازم را جمع‌آوری کنند. برای بنگاه‌هایی که قصد شرکت در این جلسات را دارند، یکی از ضروریات این است که از قبل لیست شرکت‌های حاضر در جلسات بنگاه-بنگاه را تهیه کنند. در حال حاضر اتاق‌های بازرگانی این لیست‌ها را با جزئیات مناسبی در اختیار بنگاه‌ها قرار می‌دهند. پروفسور واگنر ادامه می‌دهد: «در چنین جلسات و نشست‌هایی، شما لازم نیست با تمام شرکت‌کنندگان ملاقات کنید. باید از قبل با بررسی محصولات، ساختار شرکت، نوع فعالیت و تمامی اطلاعات، دو یا حداکثر سه بنگاه را برای مذاکره انتخاب کنید و تنها با آنها به گفت‌وگو بپردازید.» این مساله تا حد زیادی با آنچه در جلسات فعلی اتاق‌های بازرگانی، برای بسیاری از بنگاه‌های ایرانی اتفاق می‌افتد، تفاوت آشکار دارد. نگارنده با برخی شرکت‌کنندگانی روبه‌رو شده است که تا آخرین لحظات، بنگاه موردنظر خود برای مذاکره را انتخاب نکرده‌اند. در چنین جلساتی معمولا همه با اطلاعات جامعی از شرکای تجاری بالقوه و فعال در کسب‌و‌کار خود در کشور مقابل، بر سر میز حاضر می‌شوند.

بعید به نظر می‌رسد عدم آمادگی کامل در این نوع جلسات به شروع همکاری‌های جدی منجر شود و اعتماد طرف مقابل را جلب کنند. اما جمع‌آوری اطلاعات درباره بنگاه مورد نظر برای شروع مذاکره، تنها بخشی از کار است. بنگاه‌ها باید در حقیقت برای چنین جلساتی استراتژی مناسبی داشته باشند. آمارها نشان می‌دهند حدود نیمی از شرکت‌ها در دنیا برای بازاریابی و نشست‌های بنگاه-بنگاه، استراتژی ندارند.

پروفسور واگنر برای این شرکت‌ها که شناخت نسبی را از طرف مقابل به دست آورده‌اند، نیز توصیه‌هایی دارد: «در این گونه از جلسات، هر بنگاه با بنگاه‌های متعددی ملاقات می‌کند. فرض کنید شما علاقه‌مندید که نظر شرکت «الف» را برای شروع همکاری جلب کنید. اما این شرکت قبل از شما، با شرکت «ب» و «پ» نیز ملاقات کرده است و ممکن است به نتایج نه‌چندان بدی هم رسیده باشد. راهی که پیش پای شما است این است که شناخت کاملی از رقبای خود داشته باشید. به این ترتیب وقتی نوبت به مذاکره با شما می‌رسد، می‌توانید به جای تکرار مواردی که شاید شرکت‌های «ب» و «پ» نیز ارائه کرده باشند، به تاکید بر نکاتی بپردازید که می‌دانید نقاط ضعف رقبا و در عوض نقاط قوت شما هستند. پس شناخت رقبا به همان اندازه اهمیت دارد که شناخت شریک آینده.» در اصل هم شرکت‌ها باید همیشه رقبای خود را زیر نظر داشته باشند و با هرچه قوی‌تر کردن خود در نقاط ضعف آنها، شانس‌شان را افزایش دهند. پروفسور واگنر معتقد است، برای افزایش رضایت مشتری یا جلب اعتماد شریک تجاری آینده، به‌کارگیری نوآوری در ارائه خدمات و محصولات نقشی اساسی ایفا می‌کند.

نکته بسیار مهم دیگری که پروفسور واگنر به آن اشاره می‌کند، بهره‌گیری از متخصصان در این‌گونه جلسات است: «متاسفانه چون بنگاه‌ها برای استفاده از مشاوران متخصص لازم است هزینه پرداخت کنند، ترجیح می‌دهند خودشان مذاکرات و جلسات را پیش ببرند. این یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات‌ شرکت‌های کوچک یا متوسط است. درحالی که هزینه‌ای که برای استفاده از یک مشاور در این زمینه می‌پردازند، می‌تواند با موفقیت در شروع رابطه تجاری جبران شود.» در واقع از نظر او، جلساتی که بدون حضور مشاوران متخصص برگزار شود، تنها اتلاف وقت دو طرف است. بنگاه‌داران ما باید به این نکته نیز توجه کنند که نه‌تنها بهره‌گیری از روش‌های تخصصی مذاکره برای دستیابی به نتیجه مثبت ضروری است، بلکه دانستن زبان انگلیسی یا به همراه داشتن مترجم خبره نیز اساسی است.

شرکت در جلسه‌ای که طرفین زبان یکدیگر را نمی‌دانند، بعید است بتواند به تنظیم تفاهم‌نامه منجر شود. نکته آخر اینکه شرکت‌های ایرانی که در تلاش یافتن شریک خارجی هستند، لازم است در یکی از اولین قدم‌ها به طراحی وب‌سایت خود به زبان انگلیسی و ارائه اطلاعات جامع و شفاف در رابطه با فعالیت‌شان اقدام کنند. بنگاه‌داران طرف مقابل خود را دست‌کم نگیرید و برای جلب اعتماد شریک مورد نظرتان، تکالیفتان را از قبل انجام دهید و آماده در جلسه حضور بیابید.

هفته کجا رفت

هفته کجا رفت؟ از صبح تا غروب یکسره کار کردم و تنها نتیجه‌ی کارم خستگیه.»، «انقدر کار دارم که نمی‌تونم سرمو از مانیتورم بالا بگیرم. انگار بهم یه سطل دادن و گفتن کل انزلی رو غرق آب کنم!» همه‌‌ی ما در هر روز، هفته یا ماه مقدار معینی وقت داریم. فقط کافی است نگاهی به پیرامون خود بندازیم تا ببینیم برخی از ما نسبت به دیگران استفاده‌ی بهتری از روزها کرده‌ایم.
آیا واقعا می‌دانید وقتتان را چگونه سپری می‌کنید؟ فکر می‌کنیم که می‌دانیم ولی واقعیت این است که بسیاری از ما نمی‌دانیم. حقیقت ساده‌ای درباره‌ ی طرز استفاده‌ی ما از وقت وجود دارد، این است که موضوع بیشتر به عادت ما مربوط می‌شود. عادت‌ها موجب صرفه‌جویی در زمان می‌شوند؛ زیرا کار به صورت خودکار انجام می‌شود و مجبور به توقف و فکر کردن نیستیم. از طرف دیگر بسیاری از عادات بی‌فایده هستند و وقت ما را بیهوده بر باد می‌دهند.به این علت که عادت‌های ما بدون تفکر انجام می‌شوند، اغلب از آن‌ها آگاه نیستیم؛ مگر این‌که آگاهانه سعی کنیم آنها را کشف کنیم.
اگر سرمان را در برف فرو کنیم‌ آسان‌تر است که رفتار خود را مورد ارزیابی قرار بدهیم. بسیاری از ما ترجیح می‌دهیم تا با خودمان روبرو نشویم. ارزیابی عینی طرز استفاده از زمان به شجاعت زیادی نیاز دارد. در هر صورت اگر حاضر شوید این ارزیابی را به مدت یک هفته انجام دهید بدون شک آن را سودمند خواهید دانست.
چند برگ کاغذ بردارید. به محل آرامی بروید که تنها و متمرکز باشید:
پس از بررسی دقیق به سئوالات زیر پاسخ کتبی بدهید:
1-چگونه وقتم را هدر می‌دهم؟ چگونه می‌توانم در آینده اتلاف وقت را کاهش دهم یا از آن جلوگیری کنم؟
2-چگونه وقت دیگران را هدف می‌دهم؟ وقت چه کسی را تلف کرده‌ام؟ چگونه می‌توانم در اینده از این موضوع جلوگیری کنم؟
3-حالا چه کارهایی انجام می‌دهم که می‌توان از آن‌ها کاست. آن‌ها را حذف کرد یا به کس دیگری محول کرد؟
4-دیگران چه کارهایی می‌کنند که وقت را هدر می‌دهند؟ آیا می‌توان کاری کرد که در آینده از وقوع آن‌ها جلوگیری کرد یا از میزانشان کاست؟ اگر پاسختان مثبت است، چه کاری می‌ توان کرد؟
5- من چه کاری کردم که فوری اما بی‌اهمیت بود؟
6-چه کاری کردم که در رابطه با اهدافم اهمیت داشت؟
7-آیا وقت خود را صرف کارهایی می‌کنم که ارتباطی با موضوعات مهم دارند؟اگر نه، چرا؟ اگر آری، چطور؟

پاسخ به این سئوالات ایده‌های زیادی به ذهنتان می‌دهد که چگونه از وقت خودتان بهترین استفاده کنید.
در هفته‌ی آینده درباره‌ی راه‌های برنامه‌ریزی برای زمانمان خواهیم خواند

نقش مشکلات خانوادگی در کاهش عملکرد و اثربخشی مدیران و کارکنان سازمان


یکی از مهمترین اهداف در هر سازمان ارتقاء سطح بهره وری آن است و با توجه به اینکه انسان در ایجاد بهره وری نقشی محوری دارد درخواستهای او در سازمان اثری کلیدی بجا می گذارد. در این گروه به اهمیت بهره وری و همچنین عوامل مؤثر در ارتقاء ایجاد شرایط لازم برای بهبود بهره وری نیروی انسانی و عوامل مؤثر در کاهش بهره وری نیروی انسانی منتها با نگرشی متفاوت و از دیدگاه عارضه یابی آسیب های اجتماعی و مشکلات روحی کارکنان در خارج از سازمان و خصوصا در خانواده می پردازیم. و اینکه این مشکلات با بر هم زدن تمرکز نیروی انسانی چه تاثیرات مخربی به سازمان خواهد زد.
لذا از تمامی دوستان و مدیران خواهشمند است نظرات و تجربیات و پیشنهادات خود را در مورد موضوع این گروه مطرح نمایند.
نکته جالب توجه اینکه منابع بسیار زیاد و گاها تکراری در وبسایت ها و وبلاگ های مختلف وجود دارد ولی مطلب ، مقاله یا پژوهش در این مورد کمتر مورد توجه قرار گرفته است. لذا با توجه به باور ما و نقش مخرب ای آسیب ها در فضای کس و کار ، در نظر است مباحث در خور توجه این گروه بعنوان اتاق فکری جذاب در ماهنامه کارآفرین ناب در بخش روانشناسی کار مورد بهره برداری قرار خواهد گرفت. لذا از تمامی صاحبنظران و مشاوران و روانشناسان و اندیشمندان دعوت می شود در این پروژه شرکت فعالانه داشته باشند..